پارت پنجاه و هفتم :

این بار سیاوش هم شروع کرد به داد و فریاد و با حرفش چهارستون بدن پریزاد را به لرزه انداخت:
_اون قاتل پدر و مادر من نیست. عموش اون بلاها رو به سرمون آورد. گناه اون مردک رو به پای پریزاد ننویس.
ناگهان ضربان قلبش به هزار رسید و بی اختیار پتو را از روی صورتش پایین کشید تا بتواند جواب آقا مهراب را واضح تر بشنود:
_دلت پیشش گیر کرده، به خاطر همینم داری غلطی که کردی رو توجیه میکنی؛ وگرنه خو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    وای باز دوباره کجا میخاد بره این دختر. حالا هی دردسر درست کن.عالی بود قلمت مانا عزیزم 🙏🏻🌹❤

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    ممنون که برای هر پارت انقدر قشنگ نظر میدید🙏🌷

    ۱۲ ماه پیش
  • zahra

    0

    وای نکنه دوباره یواشکی فرار کنه و بازم یه اتفاق دیگه

    ۱۲ ماه پیش
  • هستی

    4

    سپاس فراوان بانو پارت هدیه نداریم

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    جمعه ها کلا پارت نداریم عزیزم پارت امروز خودش پارت هدیه بود☺️

    ۱۲ ماه پیش
  • مینو

    1

    سلام عزیز دلم ممنونم بابت پارت هدیه😍👌طبق قولی که دادم برا حاجت روایی ات پنجاه تا صلوات فرستادم هدیه به حضرت فاطمه ی زهرا😍😍😍امیدوارم حاجت روای دنیا و آخرت باشی به حق چهارده معصوم

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    مرسیییی😍😍😍😍 خیلی خوشحالم کردی عزیزم

    ۱۲ ماه پیش
  • مینو

    2

    همیشه خوشحال باشی به حق محمد و آل محمد،ممنونم بابت رمان محشری که نوشتی👌😍

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🙏😍😍😍

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    امیدوارم پری بی عقلی نکنه مثل دفعه قبل فرار کنه ، اگه فرار کنه مهری تایید می نه روی حرفای مهراب کاش یکم به فکر سیاوش باشه ،،، ممنونم ازت بانو بابت پارت

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌸🧡🌸

    ۱۲ ماه پیش
  • سعادت

    0

    آخ سیاوش اگر بدونی که سوگلی ات چه نقشه دارد دعا نمیکردی که این شب سپید شود سپاس بانو برای پارت هدیه امروز 💕💕

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🥰🌷🥰

    ۱۲ ماه پیش
  • زری

    1

    از طوبی خانم چه خبر؟ زن منطقی و باهوش و دلسوزی به نظر میومد چرا یکدفعه شخصیتش تو داستان حذف شد؟

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    حذف نشده عزیزم به زودی بیشتر در موردش میخونیم

    ۱۲ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    پری سیاوش گناه داره...تنهاش نذار تو این وضعیت

    ۱۲ ماه پیش
  • و. و.

    0

    حالا یه این بارو فدا کاری نکن پریزاد

    ۱۲ ماه پیش
  • برکه

    0

    از این رسم چرت این مال اونه اون سهم اینه متنفرم

    ۱۲ ماه پیش
  • مینو

    1

    پریزاد این دفعه بخوای فرار کنی با من طرفی😡وااای به حالت ،این دفعه میدم گرگا بخورنت تا هر روز هوس فرار به سرت نزنه😁😁😡

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا z

    0

    وایی نه پریزاد دوباره دردسر درس نکن دختر سیاوش گناه داره 🥺🙏💯💞💞

    ۱۲ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    1

    ای باباااا..بشین سرجات دختر و انقد واسه این بدبختِ بینوا مشکل نتراش..تو کجا میخوای بری وقتی نمیتونی از پس خودت بربیای🤨🤨🤨🤨

    ۱۲ ماه پیش
  • زینب

    5

    پریزاد جان خودت تنها نرو که بی احترامی به سیاوش نشه چون بخاطر تو وعشقش سختی زیاد کشیده تا الان. بجای فکر رفتن بیا بهش آرامش بده که بتونه درست تصمیم بگیره

    ۱۲ ماه پیش
  • نرگس

    4

    امید وارم پریزاد دست به حماقت نزنه بااین تن مریض بخواهد فرار کنه خودش رو تو درد سر بندازه

    ۱۲ ماه پیش
  • هستی

    4

    واقعاً دلم برای پری وسیاوش خیلی دلم میسوزه توی بد موقعیتی گیرکردن

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️