پارت نود و نهم :


خیلی دورتر از عمارت اتابک، کنج زیرزمین خانه‌ی حسین نجار، صبیه‌ی لپ‌گلی‌اش پاها را در شکم جمع کرده بود. تنش از سرما می‌لرزید و انگار روی قلبش آتش گذاشته بودند. دو شب بود که دلدارش را ندیده بود و حالا چشم به راهی اردشیر، احوالش را بیشتر از قبل پریشان می‌کرد. سابقه نداشت که نایب، دو نوبه‌ی پشت هم کشیک باشد.

همین روز قبل، جلوی پدرش ایستاده و قسم خورده بود که دست به انتحار م

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!