پارت نود و چهارم :


چشمانش را که باز کرد، خیال برد که خواب می‌بیند. پری‌رویی کنار تختش، پیچیده در چادر با روبنده‌ی بالا زده نگاهش می‌کرد. چشم‌های مورب و پُرمژه‌اش رنگ غم داشت و لب‌هایش نیمه باز مانده بود. یک طره‌ی موی سیاه از زیر چادر بیرون آمده و به پیشانی‌ای چسبیده بود که قطره‌های ریز عرق روی آن می‌درخشیدند.

- احوالتون بهتره پسرعمو؟

مرد جوان سعی کرد، تن دردناکش را از

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!