زیرگذر سرمستی به قلم مهشاد لسانی
پارت صد و هفتم :
عمه عصمت با آن همه بیگودی که به سر بسته بود،آمده بود جلو و زیرلب ذکر می خواند و به صورتم فوت می کرد:هزار الله اکبر! ماشاالله! الهی من که فدای دو تا چشمات شم دختر! چشمم کف پات! چه عروسی بشی تو! گل بانو یه دختر زاییدی عین قرص ماه ! از بلوغ که در اومده، شده مثل یه تیکه ابریشم اعلای هندی...کاش جای این حمید و وحید تخس خرابکار ،خدا بهم یه دختر جفت لیما داده بود که باهاش تو مجلس این و اون پز می دادم!
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
خدا رحم کنه به امشب سرمستی
۹ ماه پیشاکرم بانو
0به به چه خواهرشوهرگل و گلابی... توحید حتماغیرتی شده لیماانقدخوشگل موشگل کرده جلو بقیه...
۹ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
غیرتی که چه عرض کنم منتظر پارت فردا شب باشید که بترکونه
۹ ماه پیشترنم
0گل بانو اولا از تینا خوشش نمیومد ولی حالا کنار اومده از عروسش هم تعریف میکنه
۹ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
یکی به نعل می زنه یکی به میخ!!!
۹ ماه پیشترنم
0گفتم ک امشب لیما ی دلی میبره اون سرش ناپیدا..از توحید لات و زورگو بعیده این خجالت😂
۹ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
توحید که از خجالت منفجر شد خبر نداری پارت فردا شب چه غوغاییه
۹ ماه پیشترنم
0چه عالی بود این پارت خسته نباشی مهشاد جون
۹ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
فدات عزیزم
۹ ماه پیششیوا
0شلبککک امادهههه
۹ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
شلیکککک
۹ ماه پیشمریم
0نویسنده جونم مرسی عجب قشنگ نوشتی چقدر کیف می ده رمانتو می خونم شنیدم پارت هدیه زیاد می دی امشبم ما را مهمان کن خواهش می کنم
۹ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزی خوشحالم خوشت اومده برسم حتما هدیه هم داربم
۹ ماه پیششیوا
0اوخ جان جان جان چه پارتی بود توحید نفسش بند اومده وی وی وی همینه توحید خان قلدر میشی برا لیما حالا یه کم که آرایش کرده لباس پوشیده لالمونی گرفتی حالا بیا لات محله شو
۹ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
واقعا لالمونی گرفته
۹ ماه پیشستاره
2عزززیزم چه پارت خوبی بودقشنگ انگاراونجابودیم کامل وواضح توصیف شده بود،مرحبادخترم🌸
۹ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
1توحید غیرتی شده برا این همه نگاه که روی لیماست، الانه که یجا لیما رو گیر بیاره و.. اگه امشب لیما رو نبوسه خوبه