گالری مردگان به قلم زهرا رحمانی
پارت پنجم :
_وسیله؟
مایا تا حدودی آرام و گیج شده بود. آراز باز هم اینپا و آنپا کرد.
_من توی کلاس نقاشی، پشت تختهشاسی سادهی لنا طرح کشیده بودم. همون گرگی که در حال زوزه کشیدن بود.
مایا با یادآوری چیزی، زمزمه کرد:
_پس کار شما بود؟ ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
