آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت پنجاه و چهارم :
انگار نه انگار که اتفاق خاصی افتاده باشد، نگاهش را از صفحه موبایلش گرفت. آرام و خونسرد نگاهم کرد و باز هم به فارسی پاسخ داد:
_ آره.
چشمانم گشادتر از پیش شدند و از سر حیرت خندهای احمقانه و پر حرص روی لبهایم نشست. تمام مدت فارسی بلد بود و انگلیسی حرف میزد؟
_ پس چرا نگفتی؟
با خشم جملهام را به زبان آوردم و دستانم را مشت کردم. از این که احمق حسابم کنند، متنفر بودم.
زبانش ر
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
0یه چیزی با اینکه از تارا متنفر نیستم اصلا ولی اوایل یه رفتاری داشت که خیلی مغرور بود و خودشو بزرگ میدونست مثلا میگفت من برنده ام و فلان تا اینکه اینجوری گرفتار شد و فک کنم کمی از این رفتارش کاسته شده مثلا خیلی زود پیشنهاد این پسره رو قبول کرد و بخاطر دو تا تحقیق براش وقت گذاشت در حالی که قبلا
۲ ماه پیشترنم
0اگه این پسر بود کلی جواب بهش میداد که طرف پشیمون بشه،خلاصه این روزا دیگه اون نقاب مغرورانه شو برداشته و وقتی دیده همه کنار گذاشتنش یه حس خلأ داره..با این اتفاقات و قاتل شدنش هم این رفتار ازش بعید نیس و حتی این کشوری که اومده چون غریبه اس معلومه که باید زودی کنار بیاد با پیشنهاد ها،و من نمیدونم
۲ ماه پیشترنم
0ناراحت باشم یا خوشحال که یواش یواش میفهمه اونم یه آدم معمولیه با کلی سوتی و اشتباه،یه آدم قوی اونم با گذشته دردناک و مظلومانش یه روزی باید تسلیم بشه اونم اون نقطه ای که همه ولش کردن و یه پسر دستکشی مونده..منظورم بد نیستا ولی یواش یواش میدونه فقط اون نیس که بقیه بازی میده و آدمایی هستن که بازیش میدن
۲ ماه پیشNina
4بهش اعتماد ندارم..
۳ ماه پیشزن آهی
2آوا تورو خدا این آقا کیوته رو برام پست کن 🥹🥹🥹😭😭😭😭
۵ ماه پیشKimia
0رمانت خیلی قشنگهه🥜 فقط خیلی دیر پارت نمیدی؟
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
مرسی عزیزم💜 داستان شخصیت پردازی و فضای سنگینی داره و برای هر پارت باید کلی تحقیق و زمان داشته باشم، به همین دلیل پارت بیشتر از این برام مقدور نیست و کیفیت رو پایین میاره.
۵ ماه پیشHamraz
9اه انقد نسبت به همه بدبین و مشکوکم که نمیتونم از حرفای این پسره اکلیلی شم همش استرس دارم😭😂
۶ ماه پیشAylar
2ستاره کوچولو اییی قلبم💋💋💋
۶ ماه پیشmacani
7تا دستکشی هس نیازی ب تو نیس پسره😎
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
موافقم
۷ ماه پیشZoha
0آوا جون شما هم تارا رو با دستکشی شیپ میکنیننننن؟؟!!😔😮🤣
۶ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
من با کسی که لیاقتشو داره شیپ میکنم✨
۶ ماه پیشHln
6الان من منتظر یه مثلث عشقی بین تارا و دستکشی و این پسر کیوته اممممم
۷ ماه پیشZoha
0وایییییییی منممممم..مثلث عشقییی چه شوددد
۶ ماه پیشدنیز؛
4خب کراش جدیدممم رو معرفی میکنمم البته دستکشی جون هم هست ولی این هم اضافه شد😉😭
۶ ماه پیشنفس
2آفرین به هوش کایا چه باهوش
۷ ماه پیشطنین
9ولی من شیپ این دوتارو نسبت به دستکشی ترجیح میدمممم
۷ ماه پیشمحرابی
1ممنون زیبا بود. من همچنان کنجکاوم این پسر کیه نکنه جاسوسه اون دستکشی باشه
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
💜💜
۷ ماه پیشmahi
1نههه تروخدا شخصیت اصلی مرد دستکشی باشهههه😭 این فقط به عنوان دوست اوکیه ولی شخصیت اصلی نهههه
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
دوستشه
۷ ماه پیشاسپایدرمن
1وایی خداااا ستاره کوچولوو آخییییی🥹🫀🎀✨️
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
🥹💜
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0واو نمیدونم به این پسره مشکوک باشم یا از حرفاش اکلیلی شم😭