پارت سی و پنجم :

پریزاد هراسان از اعمال وحشیانه پسر عمویش بی اراده از جا بلند شد و به سمت نریمان دوید. دستی که شلاق را به چنگ داشت در دست گرفت و هق هق کنان گفت:
_ن... نزن... نزن نریمان خان...
نریمان خشمگین و آشفته از جانبداری دختر عمویش از چوپان، پریزاد را به طرف جایی که سیاوش را بسته بودند هل داد و در حالی که بار دیگر شلاق را بالا میبرد فریاد زد:
_فردا صبح جفتتونو وسط میدون همین آبادی فلک میکنم بی پد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • زری

    1

    خیلی از خوندن رمانتون لذت میبرم خیلی با نجابت و لطیف قلم می زنید. به نظرم در قسمت های نخستین رمان در توصیف فضاها و احساسات بیشتر از صنعت تشخیص بهره می گرفتید و این موضوع لطافت و جذابیت بیشتری به رمان داده بود . درکل تا اینجا رو بسیار جذاب ارائه داده اید واقعا لذت میبرم

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    بسیار خوشحال شدم از نظر ارزشمندتون. سعی میکنم در ویرایش رمان از پیشنهاد شما استفاده کنم حتما🙏💝 بی نهایت سپاسگذارم.

    ۱۲ ماه پیش
  • برکه

    4

    حالم خوب نیست و رمانت دلیل قشنگیه برای اشکام

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    آرزو میکنم همه حال خوبای دنیا امشب ستاره بشن تو آسمون دلت عزیزم🌠

    ۱۲ ماه پیش
  • برکه

    2

    مرسی هنرمند مهربونم

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💖💝💖💝💖

    ۱۲ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    2

    عااااالی بود واقعا هم پارت هم آهنگش😢😢😢 چقد دنیاشون با هم فرق داره ولی دوتاشون توی ظلم به ناحقی افتادن

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    بله درسته. ممنون که با نظراتتون بهم انرژی میدید🌹

    ۱۲ ماه پیش
  • zahra

    0

    وااااای که من عاشق رمان زیباتم نویسنده قشنگم 💙💙💙💙💜💜💜💜💗💗💗💗

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    مرسی زهرا جان. باعث افتخاره😊💗

    ۱۲ ماه پیش
  • زینب

    5

    شازده خانم هم یواش یواش عاشقش میشه. شما میتوانید

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌷

    ۱۲ ماه پیش
  • سوگند

    6

    وای داره هیجان انگیز تر میشه مرسی از رومان زیباتون قلمتون موندگار

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    خواهش میکنم. نوش نگاه قشنگتون💝

    ۱۲ ماه پیش
  • مرضیه

    4

    عالی بود.بانوجان

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    ♥️♥️♥️❣️❣️❣️

    ۱۲ ماه پیش
  • راز

    2

    بیچاره ها رو ب چ روزی انداختن نامردا عالی نوشتی شازده خانمِ خوش قلم

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    خواهش میکنم. مرسی که رمانم رو دنبال میکنید🌹

    ۱۲ ماه پیش
  • نیلوفرآبی

    2

    خیلی خیلی مشتاقم ادامش وبخونم ممنونم نارسیس عزیزمث همیشه زیبا موفق باشی عزیز

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    انقدر خوشگل اشتیاقتون رو بیان کردید که منم به شوق اومدم. مرسی که هستید💜

    ۱۲ ماه پیش
  • آمنه

    2

    بانو حالا بیا بیقراری دلمون رو آروم کن پارت عالی و هیجان زیاد

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    مثلا یه پارت هدیه بی قراریتون رو آروم میکنه؟😊😉

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا

    2

    اشکام باریدن برا پریزاد و سیاوش ،،،، چه قدر نریمان و شهباز نامردن و پست ، اخه چیکار سیاوش دارید خودتون عقده رسیدن به پریزاد رو دارید روی این بدبخت ورا خالی میکنید

    ۱۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💔💔💔

    ۱۲ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    عاشق شد رفت،هنوز خبرنداره .. .

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️