تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت سی و سوم :
*****
خوردن غذا، شستن تن کثیف و خاک آلود پریزاد و بستن زخم های ریز و درشتش تا نزدیکی های نیمه شب به درازا کشید و درست زمانی که از شدت خستگی نای سرپا ایستادن نداشت، صدای شهباز خان از پشت در از جا پراندش.
_ میخوام بیام تو پریزاد.
زن جوانی که تا همین حالا مشغول رسیدگی به وضعیتش بود، با شنیدن صدای شهباز خان به سرعت از جا بلند شد و وسایلش را جمع کرد.
پریزاد لبخندی پر از خستگی به نشانÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
اکرم بانو
1ای وای چیزی توشربت ریخته بود
۱۲ ماه پیشبرکه
2نویسنده نکن با دل ما اینجوری :))))))
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
چشششششم😂😅
۱۲ ماه پیشبانو
1خسته نباشید ممنون از رمان زیباتون لطفاً پارت هدیه برا امشب بزارید جای حساسی تموم شده کم تاقتمون کرد که ببینیم چی شده
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
ممنونم. به احترام درخواست شما و بقیه دوستان پارت هدیه ارسال شد🌹
۱۲ ماه پیشنیلوفرآبی
2الهی بگردم قطعامیخوادیه بلایی سرش بیاره وگردن سیاوش بندازه کاش اصلا پدربررگش برمیگشت ممنون نارسیس عزیز من رمان اربابی زیادخوندم ولی هیچ کدوم اینقدردلم وبه دردنیاوردوبازهم ممنون از قلم زیبات
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
خواهش میکنم عزیز دلم. سعی کردم بیشتر به واقعیت های اون دوران بپردازم شاید به این دلیل براتون دردناک بوده💔
۱۲ ماه پیشزهرا z
2ای وایی دیدی گفتم خوشبین نیستم به این پسر عموها
۱۲ ماه پیشراز
2امیدوارم بلایی سرش نیارن ک مطمئنا اینطور نیست چون چیز خورش کردن نامردا
۱۲ ماه پیشمرضیه
1چه قدنامرداینابه همخون خودشونم رحم نمیکنن
۱۲ ماه پیشSedna
3وااای خدای من سیاوش کجایی که پریزادو چیزخورکردن مطمئنم دستور نریمان بی همه چیزه فقط خدا کنه بهش دست درازی نکنن🥺🥺🥺
۱۲ ماه پیشفاطمه
1وای یعنی چیز خورش کرد
۱۲ ماه پیشسحر
1ای وای اینم نامردی کرد😭😭😭😭
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
1وااااای چرا این همه استرس ،، حتما نقشه شومی داره ، نویسنده عزیزم نکن اخه باما 🥺