تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت سی و دوم :
بلافاصله نگاه سیاوش به سمت دخترک چرخید و با دیدن چشم های خمارش در سو سوی نور فانوس ها، مدهوش شد. میخواست با اخمی غلیظ بین ابروانش، مواخذه اش کند؛ چون تصمیم داشت کار را جوری پیش ببرد که فعلا کسی از هویت پریزاد باخبر نشود و کرور کرور حرف پشت سرش ردیف نکنند؛ اما با دیدن نگاه خمار او در آنی از خود بیخود شده بود و تمام تصمیماتش در هم شکسته بودند!
مرد فانوس بدست که آوازه تنها دختر عموی شهباز
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا
1چه لحظات نفس گیری شد ، خصوصا با ای اهنگی که گذاشتی کلا آدم رو میبره وسط رمان انگار کنارشون ایستادی داری با چشمات میبینیشون ،، کاش شهباز مث نریمان نباشه ،، ممنونم ازت عزیزم زیبا بود ❤️🌹
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
خواهش میکنم☺️
۱۲ ماه پیشبرکه
2😓😓😓😓😓😓😓😓😓بچممممممممممممممممممممم
۱۲ ماه پیشهستی
1ممنون ازنویسنده کاش شهبازخان مثل پریزاددل پاکی داشته باشه و بتونه جلوی شک بددلیش بگیره
۱۲ ماه پیشرزا
1کاش اصلا بر نگشته بود همه فکر می کردن پریزاد هم زیر آوار ها مونده وکسی دنبالش نمی گشت بهترین موقعییت بود که سیاوش پریزاد را به نقطه دوری ببرد و به مرور زمان عشقش را به او ثابت کنه ولی حیف ممنون نرگس جان زیبا می نویسی منظم پارت گذاری داری مرسی عزیزم پایدار باشی
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
نوش نگاهتون عزیز دلم. نظراتتون بهم انرژی میده. باید این رو در نظر بگیرید که پریزاد هیچ اطلاعی از عشق سیاوش به خودش نداشت و در کل آشنایی چندانی هم باهاش نداشته پس حتی اگر سیاوش جایی برای موندن هم داشت باز هم پریزاد راضی نمیشد به خونه مردی که شناخت درستی ازش نداره بره.
۱۲ ماه پیشنیلوفرآبی
1ممنون ازقلم زیبات نویسنده ی عزیز دلم براسیاوش خونه کاش به جوری بشه برگرده. احساس میکنم بارفتن ودورشدن سیاوش دل پریزادهم باهاش بره
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
باید دید که در آینده چی پیش میاد☺️
۱۲ ماه پیشzahra
0آخ قلبم برای سیاوش بیچاره ام ... ممنون نویسنده قشنگم 💙💙💙💙💜💜💜💜💗💗💗💗
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
خواهش میکنم عزیزم.💙💜
۱۲ ماه پیشراز
1نویسنده عزیز این اسم خودتونه یا اسم مستعاره؟
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
بله اسم اصلی من نرگس زارعی هست که قبلا با اسم مستعار نارسیس زد ای آر مینوشتم🌷
۱۲ ماه پیشراز
1عالی نوشتین شما خوش قلم
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
ممنونم عزیز دلم💝
۱۲ ماه پیشراز
1نمیدونم شهباز هم مث نریمان نباشه فکرش مشغول شد حرفای پری رو باور میکنه آیا؟
۱۲ ماه پیشزهرا z
3امیدوارم شهباز خان همونی باشه که پریزاد فکرشو میکنه ممنون نویسنده توانا 💯💞
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
خواهش میکنم ممنونم از همراهی شما🌻
۱۲ ماه پیشاکرم بانو
3ایا پریزاد میتونه به شهباز بگه از ترس نریمان به کوه زدن؟امیدوارم شهباز دیگه نامرد نباشه
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🌷🌷🌷
۱۲ ماه پیشسعادت
3چه لحظه ای سخت ونفس گیر ومن چقدر برای سیاوش ناراحتم با این آهنگ که این پارت داشت دوست داشتم تا آخر رمان بخونم ببینیم که آخرش چه میشود واقعا غمگین ترین آهنگ شنیدی یادی ازاین غربت نشینی تنها ترین مرد زمین کن
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
ممنونم از اینکه انقدر قشنگ و با دقت رمان رو میخونید. ممنون از بیان احساسات قشنگتون💔
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0خیلی خوب بود با آهنگشم خیلی حال کردم دستمریزاد نویسنده جان خدا قوت عزیزم قلمت ماندگار ❤🌹🙏🏻