تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت سی و یک :
دخترک در حالی که سعی داشت نگاه از بدن برهنه چوپان بگیرد، بی هیچ حرفی پارچه را به سمت شانه زخمی او برد و همانطور که مثل سیاوش میخواست دستش کمترین تماسی با او نداشته باشد، گفت:
_دستتو بیار بالا پسر چوپان.
سیاوش که متوجه هدف پریزاد شده بود، از خدا خواسته بازویش را بالا برد و با تعجب به لرزش دست های دخترک حین انجام کارش خیره ماند. شرم و حیای پریزاد را دوست داشت و اینکه میدید از نزدیکی بÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
برکه
2دلم میخواد گریه کنم براشون
۱۲ ماه پیشزهرا
2چه جایی تموم شد ، تا فردا اصلا طاقت ندارم ، کاش شهباز مثل نریمان نباشه حداقل بهش پناه بده تا سهراب خان بیاد
۱۲ ماه پیشزهرا z
2اخ که با این اهنگ با این که از غم دل سیاوش میگه دلمو خون کرد ممنون نویسنده خوشقلم 😘❤️😘🥰
۱۲ ماه پیشسهیل۲۹
3بالاخره رسیدن..نمیدونم چرا یه حسی بهم میگه نریمان یه بلایی سر شهباز اورده و الان جاش نشسته
۱۲ ماه پیشالی
2چقد نازن این دوتا.چقد زیبا می نویسی بانو.واقعا رمان جذابی هستش.خسته نباشید
۱۲ ماه پیشسعادت
2بی نظیر یدخانم نارسیس 🌸🌸 عالی و لذت بخش
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

............
1بعصی از اهنگا که بی کلام هستن