پارت صد و نهم :
درد شدیدی در دلش پیچید و ناخواسته نالهای سر داد که همچون زنگی غمگین در فضا طنینانداز شد. آوید سریع عسل را نگریست و اخم غلیظی بر صورتش نشست، گویی که بخواهد با این اخم، حقیقت تلخ را از بین ببرد. بابونه چه ربطی به پریود شدن زودهنگام پرتو داشت؟ عسل که نالهی پرتو را شنید، با چرخشی سریع سمت آنها، با نگاهی مسخره و لحنی چندشآور گفت:
- شما دو تا چقدر هولید!
پرتو، همچون گلی پژمرده، صو
این پارت به قلم زهرا رمضانی (هور) نگاشته شده است و مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
متاسفانه انگار پول طمع میاره
۱۱ ماه پیشماهرخ
1عالی بود خدا قوت نویسنده های خوش قلم
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم عزیزم
۱۲ ماه پیشایسان
0پرتوی ساده گیر چه حیله گر هایی افتاده ☹☹☹😞
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
واقعا 🙁
۱۲ ماه پیشآمنه
1عالی بود ممنون بانوهای مهربون فقط خدا کنه شقط بچه رو بهونه کنند وبرای بارداری واقعی با عشق وعلاقه زن وشوهر باشند ونتیجه دوست داشتن به هم رو ببینن
۱۲ ماه پیشLeila
2پارت هدیه ای چیزی نداریم😊
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
ببینم چی میشه! اگه بشه که بیشتر بنویسیم حتما
۱۲ ماه پیشLeila
0تنتون سلامت😊
۱۲ ماه پیشم
1واقعا سوال خوبی بود،بخاطر سهام تاکجا پیش رفتن اینا،اینهمه نقش بازی کردن اینا،اینم از قتل عسل خانم 🤔🙏🏻
۱۲ ماه پیشم.ر
1واقعا آدم تا چقدر حسود
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
و متاسفانه هستن ولی در ابعاد متفاوت
۱۲ ماه پیشLeila
2چقد خوب بود این پارت 😍 قلمتون مانا نویسنده های عزیز🙏⚘️
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم عزیزم خداروشکر که لذت بردی
۱۲ ماه پیشمحرابی
1ممنونم زهرا جان زیبا بود. وای ازحسادت عسل. میبینم که کم کم آوید خان داره یک کارایی میکنه
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Alireza
0واقعا این همه پول دارین همه چی براتون مهیاس، چقد جون انسان ها درقبال پول بی ارزش شده آخه چقد طمع