پارت سیزده :

فرهاد در سلام دادن به خانم سهرابی پیشی گرفت. سرمه هم برای تسلط به حال بدش چند نفسی عمیق کشید و آرام سلام داد. خانم سهرابی با خوش‌رویی جواب هر دویشان را داد.
- سُرمه جان خوبی؟
او که هنوز عصبی بود، به‌‌سختی خود را کنترل کرد و آرام پچ زد:
- ممنون!
خانم سهرابی لبخندی زد و خطاب به مرد جوان گفت:
- فرهاد جان! شما خوبی؟
دخترک با شنیدن نام او بلافاصله به‌ یاد این بیت شعر افتاد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    0

    عه که از اذیت کردن سرمه خوشت میاد، باشه آقا فرهاد باشه😂

    ۵ ماه پیش
کپی شد!