جمجمه ی شیطان به قلم معصومه علیایی
پارت هفتم :
پیش از اینکه نوک انگشتانش حتی فرصتی برای لمس چاقو داشته باشند، صحرا، چشم ریز کرد و نوک چاقو را بیشتر از قبل به پهلوی او فشرد. به حدی بیشتر که تیزیش، پیراهن سرمهای رنگِ او را که خطوطی عمودی و مشکی رنگ به خود داشتند، پاره کرد و رسیده به پوست بدنش، نتی ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

آتانازدلارام
0میثاق شادی رو دوست داره من فکر کردم قراره عاشق صحرا بشه چی شد