پارت صد و یک :

هوای لابی مثل نفسی یخ‌زده در سینه‌ام مانده بود؛ نفس می‌کشیدم اما چیزی درونم از حرکت ایستاده بود. نور سفید و بی‌جانِ مهتابی‌ها روی دیوارهای مرمری و صیقلی می‌لغزید و انعکاس ما، مثل دو سایهٔ بی‌روح، روی کفِ سرد لابی کشیده می‌شد. صدای اریو ته‌مایه‌ای داشت از زخمی کهنه و خشمی فروخورده,صدایی که مثل خنجری کند در وجدانم فرو می‌رفت.
قلبم بی‌امان می‌کوبید، نه تند، بلکه سنگین و عمیق،

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • زری گلی

    0

    پرام ریخت رسما ، دست مریزاد با این قلم خوشحالم اینجا همه تاوان دادن

    ۳ ماه پیش
  • نیکیتا

    0

    😳قاتل که پیدا نشد

    ۳ ماه پیش
  • زری گلی

    0

    قاتل عسل ؟ پیدا شد که ، توی رمان البته نه واقعیت و منم منظورم خود رمان بود لنا هم که مشخصه ، و اونم روزی تاوان میده

    ۳ ماه پیش
  • نیکیتا

    0

    من دوست داشتم قسمت واقعیتش رو بیشتر بخونم اصلا انگار لنا تاوان نداده

    ۳ ماه پیش
  • Zizi

    1

    قلمت خیلی قشنگ بود و اینکه فکر میکنم از روی واقعیت بوده واقعا قلبمو بدرد میاره کاش واقعا قاتل پیدا میشد

    ۶ ماه پیش
  • امید

    0

    عالی بود خسته نباشی به امیدکارهای زیبا دیگه از شما

    ۸ ماه پیش
  • A-a

    0

    خسته نباشید عالی بود یعنی در واقعیت لنا زنده هست ومفقود شده؟

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه مهدیان | نویسنده رمان

    تشکر🌹بله

    ۹ ماه پیش
  • اَسماء

    0

    خسته نباشی عالی بود البته داستان های این چنینی که از واقعیت میان معمولا پایان بازی دارن ولی کاش تو تمومش میکردی اما عالی نوشتی

    ۹ ماه پیش
  • آسی

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • رزالین

    2

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • ندا

    0

    عالی عزیزم خیلی داستان قشنگ ومهیجی بوددمارگرم قلمت پرتوان

    ۹ ماه پیش
  • bi bi

    0

    برگام فکر نمیکردم لنا کشته بشه مگه

    ۹ ماه پیش
  • المیرا

    2

    حقش بود بدتر باید سرش میومد

    ۹ ماه پیش
  • زیبا

    0

    لنا لحظه اخرت میخواست کار درستو انجام بده ولی دیر شد دقت کردی؟

    ۹ ماه پیش
  • Sky

    0

    افرین به این ذهن خلاق که اینقد به داستان واقعی بال و پر داد👌 خیلی داستان جذاب و هیجان انگیزی بود.. خسته نباشی عزیزم ❤🌹

    ۹ ماه پیش
  • ....

    0

    الان لنا در واقعیت مرد یا نه ؟

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه مهدیان | نویسنده رمان

    اطلاعاتی در این رابطه وجود ندارد بعد از مرگ عسل دقیقا ده روز بعد لنا ناپدید شده

    ۹ ماه پیش
  • راز

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • فاطمه مهدیان | نویسنده رمان

    در واقعیت عسل و حسام با هم بودند ولی بعد از قتل عسل ،حسام با اتوسا همخوانه دیگر عسل ازدواج کرد و اسم بچشونو عسل گذاشتند به یاد دوستشون که به قتل رسید

    ۹ ماه پیش
  • راز

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • فاطمه مهدیان | نویسنده رمان

    عسل ( دوست سوم ( لنا)در واقعیت بعد از قتل هیچ وقت به خانه دانشجویش برنگشت ،پلیس در طی تحقیقات متوجه جعلی بودن تمام مدارک هویتی لنا شد. و …)

    ۹ ماه پیش
  • ارزو

    0

    تو واقعیت معلوم نشد کی عسلو کشته🙂

    ۹ ماه پیش
  • فاطی

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!