تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت دوازده :
چشمان پریزاد از جوشش اشک سوخت و همزمان با چکیدن در های غلطان بر صورتش، صدای اعتراض شهباز به گوش رسید:
_دم رفتن این حرفا رو نزنید آقا جان. چشم امید همه ما به شماست.
سهراب خان اخمی کرد و با جدیت همیشگی اش گفت:
_گرگ عجل همیشه در کمینه پسر جان.
بعد رو به پریزاد ادامه داد:
_خیالت راحت باشه دخترم. اختیار اداره کارها رو مثل همیشه دادم به حمد الله. بهش سپردم که آب تو دلت تکون نخوره
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
هیفا
1انگارطوفان بزرگی درراه است
۱ سال پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
دقیقا👌
۱ سال پیشهیفا
0میشه لینک رمانو بفرستین هرروز لایک کنیم تو شخصی نمیتونم بهتون پیام بدم نمیدونم چرا
۱ سال پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
https://novelonline.ir/book/Razor-on-Parnian خدمت شما
۱ سال پیشzahra
2و مثل همیشه پارت ها عااالی مرسی قشنگم و مرسی که جمعه پارت گذاشتی 💙💙💙💜💜💜💗💗💗
۱ سال پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🌻
۱ سال پیشنرگس
2این طور که به نظر می اد پریزاد هم بعد پدر بزرگ سختی زیادی در راه داره ممنون🌹
۱ سال پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
درست حدس زدید.
۱ سال پیشzahra
0دقیقا ... تازه سختی ها و بدبختی هاش شروع میشه جدا از این دوتا سیاوش هم هست
۱ سال پیشسعادت
2وای که چقدر نفس گیر شده بود بیچاره پریزاد تاخان برو بیاید...
۱ سال پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
دقیقا. تازه شروع اتفاقات بزرگه🥺
۱ سال پیشرزا
2ممنون نویسنده گل که جمعه هم پارت گذاری داری 🙏🙏🙏
۱ سال پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
خواهش میکنم. در اصل جمعه ها پارتگذاری نداریم عزیزم اما این پارت رو به درخواست یکی از خواننده های گل به عنوان هدیه فرستادم💝
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

برکه
1نههههههههههههههه