تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت ده :
بغض بی پایان نفرین شده باز هم گلویش را فشرد و صدایش را لرزان و شکسته کرد:
_ امیدم بعد خدا به آقا جانم بود که اونم داره از پیشم میره. دایه دلم آشوبه. چند روزیه که زمین و زمان به دلم گواهی بد میدن.
دایه چشمان پیر و خردمندش را به سیاهی بی ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

برکه
1فقط منم ک همه صحنه هارو تجسم شده ت ذهنم میبینم؟ الان انگار اونجام