پی یار به قلم الهام فتحی
پارت هشتم :
باید از خدا چیز دیگری می خواستم.
مثلا اتفاق افتادن آن محال ذهنم.
باز شدن قفل چفت و بست دار دهانش؛ یا نمی دانم یک حادثه ی مهم تر، عمیق تر، در حدی که شیرینی اش تا ته جانم برود، بماند و دیگر ماندنی شود.
ناشکر نبودم ولی..
همین ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...
مریم
1داستان سریالی خوبی است