تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت هفتم :
پریزاد که حالا به سوار رسیده بود بغض گلوگیرش را پس زد و تند تند گفت:
_آقاجان بخدا چوپان بی تقصیره. گناه من بود که تا دایه غافل شد اومدم لب چشمه. تقصیر من بود آقا جان!
نریمان اسبش را هی کرد و زمانی که در نزدیکی پدر بزرگش ایستاد، با لحنی ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

برکه
1چ غلط ها نریمان و چ ب زن گرفتن