پارت دویست و سی و ششم :

کانیا ماگ رو از روی اپن برداشت و نشست بین شهاب و مهسا:
- کجان؟
ساعت مچیم رو از نظر گذروندم، زمزمه کردم:
- ترافیک سنگینه، نهایتا پونزده دقیقه دیگه این‌جان.
سو درحال دستکاری دیسکای سیستم با یه سری ابزارهای خاص و ظریف پشت میز کنار پروژکتور:
- با توجه به دراماهای اکیپشون با سعید و مسائل مربوط به اعتماد و اینا، انگار باید یکم صبر کنیم نگین.
نگین:
- چقدر دیگه؟
کانیا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم

    0

    خیلی ممنون از پارت هاب قشنگت نویسنده جان خداقوت وخداعاقبت همه رو بخیر کنه با سام🤭🫢🙃😁

    ۹ ماه پیش
  • pari

    4

    وای لطفا پارتارو ژودتر به زود بزارید الان من هرروز میام میبینم پارت نزاشتید لطفا روند پارتارو اوکی کنید

    ۹ ماه پیش
  • تارا

    2

    جالب و عالی تر بود این پارت رمان ممنون

    ۹ ماه پیش
  • همراز

    3

    ممنون،عالی مریم خانم،عاشق کارکترهای رمانم،همشون

    ۹ ماه پیش
  • صبا

    2

    واقعا نمی تونم هیچ جوره پیش بینیش کنم🫠

    ۹ ماه پیش
  • آمینا

    3

    بیچاره مایک چه درِ کونی خورد😅😅

    ۹ ماه پیش
  • م

    4

    اوه چه پارت طولانی بود،نیست شخصیتای رمان خیلی کمن،بعضی وقتا اصلا معلوم نیست از زبان کی هست 🤔🤭

    ۹ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!