پارت دویست و سی و هفتم :

مایک از رو نرفت:
- فایل 8202 ای که ما، ارگان‎های سازمان و ماهان دنبالشیم، دست پدرتون بوده قربان.
سام نیشخندی زد. دست به سینه قفل کرد و برگشت سمت من:
- این‎طوری برنامه کردین از تنبیه فراریش بدین؟ بابام رو بهونه کنین آرمان؟
سریع گفتم:
- نه، برنامه نیست. حقیقت داره سام. معاونت سازمان، فایل رو سپرده به بابات. بهش فکر کن. ببین منطقیه یا نه.
پلک بست:
- از کجا می‎دونین؟
-

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سهره

    0

    نمی دونم چرا دلم واسه سعید میسوزه از الان سه کتک از سمت میخوره

    ۹ ماه پیش
  • فاطی

    1

    عجب..بین دوراهی گیر کرده ام..نمیدانم باید اعتماد کنم یانه..مغزم هم قفل شده

    ۹ ماه پیش
  • م

    2

    خوب بود 🙏🏿

    ۹ ماه پیش
  • آمینا

    4

    مرسی🙃🙃🙃🙃🙃بی صبرانه منتظر ادامه اش هستم

    ۹ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!