ماه و سایه به قلم آزاده دریکوندی
پارت چهارم :
باز هم ماگ سرامیکی توی دستم را زیر بینیام گرفتم و عطر کاپوچینوی محبوبم را نفس کشیدم.
از توی خیابان صدای چند مرد میآمد که پیدا بود اسباب کشی میکنند و وسایلی را جابهجا میکنند.
توی خانه رفتم و ماگ خالی را توی سینک ظرفشویی شستم.
...در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

اسما
0انگار مهدی حسش برادرانه نیس😁