پارت سیزده :

_این خونه قوانین خاص خودش‌و داره...
چند قدم به جلو برداشت.با دست عدد یک رو نشونم داد.
_اول اینکه نباید تو کار بقیه دخالت کنی...
پشت گوشم‌و خاراندم.
_من به بقیه چیکار دارم؟
_کنجکاوی سوالات بیخود ممنوعه..
خودم‌و نزدیکش رسوندم.این بار لحنم‌و کمی جدی تر کردم.
_من اون قدر ها آدم کنجکاوی نیستم.
_خیلی خب به صوفیا میگم دور وبر بهت نشون بده.
بدون اینکه حتی پشت سرش‌و Ù

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • 𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨

    0

    تو دام عشق در نگاه اول افتادی الارا🫠

    ۲ ماه پیش
  • مهناز

    0

    الارا چه زود وا داد🤭😆

    ۵ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    دیگه دلش رفت فوری🤏😂

    ۵ ماه پیش
  • درسااااا

    1

    خب حس میکنم هیچی نشده دخترمون از ریون خوشش اومده

    ۷ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    در برابر جذابیت ریون هیچکس نمی تونه مقاومت کنه🥲🥹

    ۷ ماه پیش
  • درساااا

    0

    خود من همین الان عاشق قیافش شدممم عاشق چهره های یونانی ام

    ۷ ماه پیش
  • حدیث

    0

    به به اختلاف سنی رو هم که حساب کردیو🤭🤣

    ۸ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    از همون اول رفت سراغ حساب اختلاف سنی‌شون تا تهشو دیگه بخون😂

    ۸ ماه پیش
  • حدیث

    1

    من گفتم حالا قوانین چی هست که اینجوری می کنه😑😑

    ۸ ماه پیش
  • سرو

    0

    همچین گفت قوانین گفتم حالا نفس کشیدن هم ممنوعه

    ۸ ماه پیش
  • سرو

    1

    خدا چرا این دخترا اینقدر احساسی هستن که آدم به عاقل بودنشون شک میکنه

    ۸ ماه پیش
  • سرو

    0

    سریع اختلاف سنی روهم حساب کرد

    ۸ ماه پیش
  • سرو

    0

    آخرش جا بااین بلند فکر کردن سوتی میده و حسابی کتک میخوره ببین من کی این حرف رو زدم

    ۸ ماه پیش
  • سرو

    0

    خدا این چرا همش بلند بلند فکر میکنه

    ۸ ماه پیش
  • سرو

    0

    از تنهایی با ریون میترسه مطمعنی بعد تنهایی بیشتر باهاش رو نخوای

    ۸ ماه پیش
  • سرو

    0

    هنوز یک ساعت نگذشته عاشق شد رفت خدا یکی بدادش برسه

    ۸ ماه پیش
  • سرو

    0

    خوبه گفت به من چه ربطی داره از همین اول فضولیش شروع شد

    ۸ ماه پیش
  • هلیا

    0

    با اون چیزی که ریون درباره گابریل به الارا گفت الارا حس بدی بهش دست داد حس اضافی بودن💔

    ۸ ماه پیش
  • هلیا

    0

    البته با این حال میدونم کع شخصیت اصلی الارا و ریون ان و قراره عاشق هم بشن😬

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️