دومینوی سیاه به قلم فرگل حسینی
پارت هشتم :
ریون
اون به من زل زده بود.خواهر گابریل!
اصلا شبیه به گابریل نبود،شبیه هیچ کدوم از اعضای خانوادهش نبود.
چهرهای همشونو به خاطر داشتم.چطور می تونستم فراموش کنم؟
بعد از اون کاری که با من و مامانم انجام دادن!
...در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

پرنیا
0زندگیشونو به باد داده خرفت