دومینوی سیاه به قلم فرگل حسینی
پارت پنجم :
نیویورک،منتهن..
ریون بلک.
به پشتی صندلی تکیه دادم.پایه هایش لق میزد.
باید در اسرع وقت به جیمی میگفتم درستش کنه.
_از جون من بگذرید،همین یک بار...
صداش روی مخم رژه می رفت.لوکا از استخر بیرون اومد.
لباس هاشو ت ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

آتوسا
1پسر رمانمون وارد داستان میشود چه اسم پر جذبه ای هم داره ایول