پارت پنجم :

نیویورک،منتهن..

ریون بلک.


به پشتی صندلی تکیه دادم.پایه هایش لق میزد.

باید در اسرع وقت به جیمی میگفتم درستش کنه.

_از جون من بگذرید،همین یک بار...

صداش روی مخم رژه می رفت.لوکا از استخر بیرون اومد.

لباس هاش‌و ت ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!