بازگشت دوباره به قلم حمیده جاهدین محمدی
پارت هشتم :
قصه ما از یک راز شروعشده بود؛ از رازی که به نام مصلحت، میان من و دوستانم میچرخید و از دایرهی ما بیرون نمیرفت تا آرامشمان حفظ شود ... و من برای این راز، قصه ای ساخته بودم؛ چنان واقعی که حتی دیگر خودمان هم باورمان شده بود که حقیقت چیزی جز ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

مونا
0عالیه داره خوب پیش میره