پارت صد و شصت و ششم :

آن‌سوی قصه؛ رامی بی‌خبر از احوالی که برای مزدک پایدار ساخته و از او بتی بنا نهاده که تماماً مشغول گذراندن حالی ناپایدار بود، تکیه از در اتاقش برداشت و با تردیدی که قلبش را به تپش‌های سریع انداخته بود سمت راهرو چرخید و در تاریکی راهرو به در اتاق رازان خیره شد. یاد شبی که با ایرج به عمارت بازگشت افتاد و در تاریکی نقش انداخته بر در اتاق رازان تصویر خود را دید که نگران و رنگ‌پریده حینی‌که

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه ❤️

    1

    آخی رازان عزیزم چقدر مظلوم شده 🥲💜

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    اعضای ناجوری و ارامش؟وصله ی عجیبین👀(حالا به من اهمیت نده جوگیر شدم یه چیزی گفتم،بزار فعلا مغزمون استراحت کنه😂😔)

    ۱۱ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    حیف که این آرامش همچنان لازمه پایدار بمونه🙄😂

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    وقتی "ن" تایپ میکنم اولین چیزی که پیشنهاد میده صفحه کیبوردم ناجوریه...وقتی"م" مینویسم اولین پیشنهادش مزدکه...وقتی "ر" میزنم اولین پیشنهادش رامیه...اینم از اثرات ناجوریه دیگه🍃✨

    ۱۱ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    چه پیشنهادات قشنگی😁🫶🏼

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    ای بابا رامی فکر کردم داری میری به مزدک سر بزنیییی

    ۱۱ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    همچنان منتظر ملاقاتشون بمون...

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    یه رمان دیگه هم داشتم میخوندم،با ناجوری که مقایسه ش میکنم در مقابل ناجوری هیچه! نمیخوام اثرای بقیه رو پایین بیارم ولی خب ناجوری زیادی بالائه اونا دیگه پایین بنظر میان😂😔ولی واقعا ده هیچ از بقیه جلویی✨🍃

    ۱۱ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    قطعا هر اثری ارزشمنده؛ اما ناجوری به گمونم سطح توقعت در هر زمینه رو داره میبره بالا🫣

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    نوشتن پارتای اکشن دل نمیخواد،نوشتن همچین پارتای عاشقونه ای دل میخواد که تو داریش،پارت خیلی قشنگی نوشتی،خسته نباشی دلاور😔🎀

    ۱۱ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    قشنگ منی که اینطور بهم انرژی میدی ✨

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    اینم فهمیدیم پس که رامی وقتی باعث اسیب دیدن عزیزاش میشه ازشون دور میشه🥲

    ۱۱ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    درسته؛ رامی توی چنین موقعیت‌هایی یا موقع درگیری و ناراحتی واکنش منفی داره

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    حالا دررستههه جدددیدا از رازان عزیز خوشم نمیاد ولی خب خواهر خیلی خوبیه🥲

    ۱۱ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    رازان عزیزم همه زندگیش خواهرشه:)

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    حس بین رامی و رازان انقدر قشنگه انگار که کاپلن😂😔

    ۱۱ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    ای وای😂

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    پارت واقعا قشنگی بود طبق معمول🥹✨🐣

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    خیلی دیالوگای رازان و رامی عاشقونه ست واقعا😂😭

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!