پارت یازده :

هنوز هم سعی داشت مرا راضی کند و تصور می‌‌کرد موفق می‌‌شود. با نومیدی از ساختمان بیرون آمدم. شاید دل ناراضی پدرم اجازه نمی‌‌داد وارد این حرفه شوم. باد سردی می‌‌وزید و سرمای بدی در تنم پیچیده بود. با قدم‌‌هایی تند به طرف ایستگاه اتوبوس راه افتادم تا زودتر از آن شرکت فریبکار دور شوم که ناگهان بند کیفم از پشت کشیده شد و بی‌‌اختیار به عقب چرخیدم:
ـ مشکلت چیه که نمی‌‌خوای با من کار ک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • بهمنی

    0

    همیشه خوب می نویسی ومن خوشم میاد ادامه بدم

    ۱۰ ماه پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم ❤️

    ۱۰ ماه پیش
  • ساناز

    0

    🤍💜💛🤎🩶💚💙🧡🩵❤️

    ۱۰ ماه پیش
  • لیلا مرادی

    0

    چه سمجیه🤣 طفلی لاله توی دوراهی بدی گیر کرده قلمت مانا راضیه جان

    ۱۰ ماه پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    آره واقعا بد به لاله پیله کرده 😍 ممنونم از همراهیت لیلا جان ❤️🩷

    ۱۰ ماه پیش
  • مهلا

    0

    عالیه این رمان

    ۱۰ ماه پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    🙏🩷

    ۱۰ ماه پیش
  • نرگس

    0

    عاشق رمان شدم مرسی

    ۱۰ ماه پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنونم از لطفت عزیزم 🩷💜

    ۱۰ ماه پیش
  • مرضیه

    1

    خیلی جذابه،اگه واقعیت رو بگه حتما می ره با پدرش حرف می زنه،اونوقت اگه راضی نشه کلا از فیلمنامه نویسیم میفته 🤔🙏🏼

    ۱۰ ماه پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    لاله تو بد وضعیتی قرار گرفته. به هیچ وجه دلش نمی خواد راه مادرش رو بره ولی وسوسه های فرزاد داره تصمیمش رو متزلزل می کنه ❤️

    ۱۰ ماه پیش
  • متین رخشانی

    2

    رمان متفاوتی موضوع تکراری نیست

    ۱۰ ماه پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    بله، همین طوره. موضوع کلیشه ای نیست.

    ۱۰ ماه پیش
  • Niki

    2

    این رمان تا اینجا عالی بوده و این یادم از اینجا به بعد هم عالی خواهد بود👌👌

    ۱۱ ماه پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم از لطفت 🩷🌹

    ۱۰ ماه پیش
  • Niki

    1

    این قسمتش بی نظیر بود

    ۱۱ ماه پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    🙏🩷💜

    ۱۰ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    به نظرم باید صادقانه بهش میگفت ک پدرش مخالفه و نمیتونه

    ۱۱ ماه پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    بازم نمی تونست مجابش کنه. آتیش پسرمون خیلی تنده 😍

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!