نسیان به قلم سمانه حسینی
پارت ده :
محکم بغلش کردم، آنقدر محکم که دلم نمیخواست کسی جز خودم در آغوشش جای بگیرد. بابا را بوسیدم و مامان را یک دل سیر نفس کشیدم. اشک هایی که دیگر دست خودم نبودند هم حسابی راه باز کردند. از فرودگاه که خارج شدیم، تا خود خانه ماشین پر بود از صدای خنده ها. ابتد ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
