پارت پنجم :

اتاق متین را ترک کردم و از بی هوایی پناه بردم به سمت فضای باز و سرسبز هتل. درختی بلند قامتی که گوشه ایی ایستاده بود مثل همیشه انتظارم را میکشید تا زیر خنکای سایه اش کمی جان به روحم ببخشد. نفسی بلند کشیدم و دلم پر کشید به سمت مردی که کم داشتمش. موبایل ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!