پارت صد و شصت و یک :


باید با این کابوس طولانی کنار می‌آمد...
این حرف توی سرش مدام تکرار می‌شد.
حتی صدای میکائیل دست از سرش بر نمی‌داشت.
او هم قرار بود طعم خاک را توی دهانش احساس کند...
خودش را به شیشه حمام چسبانده بود و به همین خزعبلات فکر می‌کرد.
به طعم خاک، به پلک‌های متلاشی شده و به تنی که حشرات به جانش می‌افتادند.
تمام شیشه‌های حمام را بخار گرفته بود و او یک گوشه کز کرده بود.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان مافیایی مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوندی در دنیای رمان https://novelonline.ir سورن همایونفر
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان میکائیل
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان اشکان
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان مریم
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان نیلی
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان سهند
رمان مافیایی مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوندی در دنیای رمان https://novelonline.ir ستایش
رمان عاشقانه, رمان مافیایی کاور دیگری از رمان
تصویر شخصیت سورن در رمان مهمیزهای سیاه تصویر دیگری از سورن
آخرین نظرات ارسال شده
  • نلا

    0

    آزاده ابلفظلی پیام یه ایده بهت میدم برو همه شخصیتاشو بکش.. ولی آخه خدایا چراا؟شت..من واقعا سلامت روان نمونده برام..تا سه روز دماغن سر زار زدنای امشبم میگیره من میدونم

    ۲ ماه پیش
  • Helia

    1

    فرشته ها که خیانت نمی کنن

    ۲ ماه پیش
  • آیلین

    1

    فرشته ها که خیانت نمی کنند😔 از نظر سورن میکائیل یه فرشته بود نیلی یه الهه و اشکان یه ....... راستش نمی دونم اشکان از نظر سورن چیه 😅 یا گفته چیه با هنوز نگفته

    ۷ ماه پیش
  • Setareh

    0

    یعنی جدی جدی اشکان رو کشته؟

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥲

    ۱ سال پیش
  • asall

    1

    برام سواله منوچهر چطور فهمیده؟ آخ میکاییل😭😭😭😭😭😭دلم کبابه

    ۱ سال پیش
  • ثنا

    2

    😐😂تو بهتم من

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    منوچ لعنتی و عوضییییی میکائیل خیانت کار نیس اون مدارک علیه سورن رو از بین برده

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    دقیقا واسه چی تو این دنیا زندگی میکنه با این اوضاعی ک پیش اومده بیهودست زندگی کردن

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    به همون خیال باش منوچ اوضاع خانوادت درست بشو نیس

    ۱ سال پیش
  • حدیث

    2

    وای ازاده چی میشه سورن تمام این اتفاقات را دوهم زده باشه و در واقعیت کنار نیلی نشسته باشه توی مزرعه ی افتابگردان و همه ی اینا توهم بوده 🥹حالا از شانس ما اگرم اینجوری باشه میبینیم سورن تو زندان نشسته و این توهمات زده 😑😑

    ۱ سال پیش
  • حدیث

    0

    سورن الان احتیاج به یه روانپزشک و یا روان شناس داره بخاطر این توهم ها و این روحیه ی خرابش خیلی گناه داره طفلی🥺🥺

    ۱ سال پیش
  • حدیث

    1

    خسته نباشی ازاده جونم 💚💚💚💚

    ۱ سال پیش
  • حدیث

    1

    ازاده والا هرچی فحش بلد بودم به این منوچ گور به گوری دادم دیگه هیچی بلد نیستم😑

    ۱ سال پیش
  • حدیث

    1

    اوووم خب از اونجایی که ازاده گفتش که اشکان زندس پس یعنی بر می گرده خدایا لاقل این یک نفر برگرده😔😔

    ۱ سال پیش
  • Sogi

    0

    واقعا دیگه از فحش دادن به منوچ خسته شدم ترجیح میدم سکوت کنم و بزنم پارت بعدی شاید فحشای جدیدی به ذهنم رسید🤝🏻

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️