پارت هشتاد و هشتم :

به سوزنی که کنج تخت انداخته بودم، با انگشتانی لرزان اشاره کردم. صدایم مثل کسی بود که از ته چاه حرف می‌زند:
ـ از جیب… یکی… از پرستارا …افتاد...اوم …داروهای… منو بهم…. تزریق… نمیکنید؟صدام در….نمیاد…
پرستار بی‌خبراز همه جا ، خم شد. صدای خش‌خش لباس سفیدش در فضا پیچید.پاسخ داد:
-ده دقیقه دیگه داروهاتو میارم.. نگران نباش
وقتی نوک انگشتانش به سوزن رسید ,خم شدم وانتهای آرنجم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • A-a

    0

    یعنی ۲ شخصیتی بودنش فیلم بوده وهمه رو سر کار گذاشته بوده ورو برنامه بوده؟!!!

    ۱۰ ماه پیش
  • المیرا

    0

    کجا اینو گفت؟چرا من نخوندم🤔

    ۱۰ ماه پیش
  • آذر

    0

    نه واقعیت داره.

    ۱۰ ماه پیش
  • آذر

    0

    حتما الان باز میخواد بره خرابکاری کنه. خب پلیسی که با رایان بود گفت که میرن هرچه زودتر حسام و آتوسا رو دستگیر میکنن این میخواد بره چیکار؟ کارو بدتر میکنه من که میگم بزار قانونی کار پیش بره. با این وضعش باز هم ول کن نیست.

    ۱۰ ماه پیش
  • راز

    0

    لنا رفت تو جلد دوم

    ۱۰ ماه پیش
  • فریبا

    0

    کاش همیشه جلد دومش میموند هیجانش بیشتره

    ۱۰ ماه پیش
  • ندا

    0

    واااای چقدروحشتناک

    ۱۰ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!