پارت چهل و سوم :

تلفن که قطع شد، بوق ممتدی که از بلندگوی‌ موبایل می‌آمو مثل خنجری در گوش ترنگ نشست. کامران گوشی را روی تخت پرتاب کرد، طوری که لحظه‌ای صدای ضربه‌ی سنگینش در اتاق پیچید. روی تخت نشست و نفسی عمیق کشید، لب‌هایش کش آمد و قهقهه‌ی کوتاه و مغروری سر داد؛ انگار تازه فاتح میدانی خونین شده باشد. در خیال خودش، غرور آن پسر را با خاک یکسان کرده بود. ترنگ پشت در ایستاده بود، رنگ به صورت نداشت. چشم‌های

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Aysan

    0

    کامران کامران کامران خدا لعنتت کنهههه من آخر از دست این کامران انقدر حرص میخورم سکته میکنم ، مرد چقدر میتونی عوضی باشی آخه

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    خودمو برای ساختن نقش کامران نمی‌بخشم 🙏🏼🙏🏼🙏🏼

    ۳ ماه پیش
  • Aysan

    0

    ترنگ متاسفانه داره چوب اشتباه خودشو میخوره🥲 دنیا همیشه بی رحمه و تاوان اشتباهات رو از خود آدم به بدترین مدل میگیره....

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    بدترین چوبی که یه ادم میتونه بخوره همینه

    ۳ ماه پیش
  • فخری

    0

    ممنون از رمان خوبت نسترن جون خدا قوت عزیزم عالی بود دستت طلا ♥️♥️♥️♥️♥️

    ۷ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    ممنون از بودنِ شما 🤍

    ۶ ماه پیش
  • ترنم

    0

    ای بابا کامران چی از جونش میخوای دست از سرش بردار من اگ تو رو دیدمااا آنقدر میزنمت تا دل مسیحم خنک شه😡😡😡

    ۱۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    حقققققق امشب بریم محلشان 😂😂😁

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    اره اره ادرس بده دوتایی بریم😂😂

    ۱۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣 بریم از یه جای بد دارش‌ بزنیم دلمون خنک بشه

    ۱۲ ماه پیش
  • .../".zahra."/...

    0

    عههههههههههههه دوتاییییییییییییییییی پس من چییییییییییییی؟ =( من جررررررررررررش میدمم برا مسیحممم

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    تو سرت شلوغ بود فک نمی کردیم بیای ولی بیا هر چی بیشتر بهتر🤭

    ۱۲ ماه پیش
  • Zoha

    0

    مو هم مویامممم

    ۷ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    توهممم بیااااا

    ۷ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    میترسم هرچی ترنگ واسه مسیح بیشتر بیتابی کنه کامران تلافیاشو سر مسیح دربیاره

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    فعلا که بیچاره ترنگ پودر شد بچه 💔🗿

    ۱۰ ماه پیش
  • مریم

    0

    من که بعید میدونم مسیح اون رو توی دلش تموم کرده باشه، اما.. ترنگ من، بهتر بود قبل از اینکه بخوای توضیح بدی یا شاید توجیه کنی وضعیت الآن رو، همه چیز رو به مسیح میگفتی تا شاید راه دیگه ای جز زندگی بدون عشق، و یا جز همیشه زیر دین کامران بودن، راه بهتری پیدا میشد🥺🥺

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    با چیزی که از مسیح میدونم اگه‌درد اونو میدونست حتی ویولنش رو میفروخت تا مشکلشو حل بکنه اما خب... امان از تصمیمات و تفکرات الکی

    ۱۱ ماه پیش
  • کامران

    1

    آقا مسیح حال کردی خدایی؟ دهنتو صاف کردم عروسکم

    ۱۲ ماه پیش
  • مسیح

    1

    ماله این حرفا نیستی خردسال جثه!

    ۱۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    خردسال خرس جثه 🤭🤭

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    واییییییییییی این چرا اینجوری شد 🤣🤣🤣🤣

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنگ

    1

    مسیح به خدا من کاره ای نیستم

    ۱۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    🗿 اگه راستشو میگفتی این اتفاقات نمی‌افتاد

    ۱۱ ماه پیش
  • مسیح

    0

    کامران هیچوقت نمیبخشمت که ترنگم رو بردی

    ۱۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    عه مرد خجالت بکش جنگی باش برو حقتو از حلقومش‌ در بیار

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنگ

    0

    مسیح امیدوارم این کامنت رو بخونی، منو ببخش عزیزم

    ۱۲ ماه پیش
  • اسرا

    0

    بعضی کلمات بارمنفی بیش ازانداره دارن 🙏

    ۱۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    واقعا همینطوره 💔

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    آی آفرین به تو پولاد عزیزم زدی تو هدف خیلی خوب جواب دادی😂

    ۱۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    پارت بعدی قشنگ دق و دلی یه ملتو سرش خالی میکنه حال کنیم باهم.

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    اصلا بخاطر همینه روش کراشم❤

    ۱۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    عوففف

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا z

    0

    چرا احساس میکنم سر نوشت ترنگ تلخ انشاالله که من اشتباه کنم ولی عاشق پولادم🙏💗😅

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    ترنگ جان انشالله دیگ به پای هم پیر شین مزاحم مسیح هم نشین ک میخواد تو رو فراموش کنه و زندگیشو بکنه

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    برا تو هم خیلی غمگینم ترنگ جونم ولی دیگ مسیح تموم شد راه برگشتی نیس و تو زن کامرانی پس براش زن خوبی باش و دلبری کن😂

    ۱۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    به نظرم خودشو باید بسپاره به سرنوشت بره ترکیه عسق و حال 😂 هرجایی غیر از مسیح

    ۱۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😂 ترنگ باید بره دیگه خیلی مونده

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️