ماسیس به قلم سعیده نعیمی
پارت پنجاه و چهارم :
باور چیزی که دیدهام برایم آسان نبود. موهای سیاه بلندش که در هوا موج برداشته بود، هیبتش را ترسناکتر نشان میداد. عقب عقب رفتم و آهسته دستم را به سمت شمشیرم بردم. بعد از تمام اخطارهای فرمانده، چطور نگهبانها اجازه داده بودند این مرد وارد قلعه شود؟ بلندتر از صدای ماسیس فرمانده و نگهبانها را فراخواندم. بالبا پیچ و تابی به بدنش داد و سرش را رو به آسمان بالا برد. چهرهی انسانیاش دقیقا ز
لطفا صبر کنید...

پرنیا
0من عاشق چمروشم ،ماسیس شجاع بالبا رو شکست داد به کمک چمروش