گیلاس های نارس به قلم نسترن جوانمرد
پارت چهل و یک :
پولاد نگاهش به پشت سر مسیح گره خورد. ابروهای درهمرفتهاش سایه انداخت روی چشمهای خاکستریاش، انگار چیزی پشت سر دوستش دیده بود که دلش را آشوب کرده. سری از روی تأسف تکان داد و زیر لب، با همان لحن کلافهی مخصوصش غر زد:
- چه وضع اومدن توی رستورانه؟ با کلاه کاسکت آخه؟ مگه اومده خفتگیری؟
پارچ را برداشت و خیسی زیرش را با دستمال سفید و تمیز پاک کرد. صدای خشخش دستمال روی استیل کانتر
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
حتی شقه شقه کردن کامرانم حق مطلبو ادا نمیکنه 🗿🗿
۳ ماه پیشافسون
0راستش نمیخوام اصلا فحش بدم من همیشه سعی کردم دل بدم به حرفهایی که زده نشده و من شاید نشنیدم حتما کامران هم حرفی داره و صد البته ترنگ
۵ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
هعی افسون جون، فعلا که یکیشون برای همیشه رفت...
۵ ماه پیشZoha
0کامران بره به درک..مرتیکه ی هول بی وجود
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
کابوس شبهامه مرتیکه...
۷ ماه پیشفخری
0آخ آخ کامران نامرد خدا لعنتت کنه. خدا قوت نسترن جون عالی بود قلمت مانا عزیزم 🙏🏻🌹❤
۹ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
کامران درد بیدرمان
۹ ماه پیشاکرم بانو
0کامران چقد مسخره ست،احمق بی ریخت
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
آخ گفتی اخخخخ گفتیییییی
۱۰ ماه پیشمریم
1این رفتار از مردی که پنجاه سال داره، کمی بچگانه ست.حتی اگر بخواد حرص کتکی که خورده رو دربیاره. جدای این، وقتی ترنگ به هر دلیلی راهش رو از مسیح جدا کرده و مسیح اونو کنار مرد دیگه ای دیده، دلیلی نداشت مرد رو کتک بزنه، این غیرت نیست و فقط خردشدن شخصیتها تو انظاره. خصوصا که ظاهرشون نشون نارضایتی نمیداد
۱۱ ماه پیشمریم
0منظورم از ظاهرشون، راه رفتن ترنگ و کامران کنار هم بود که نشون نارضایتی نداشت... به هر حال مسیح باید با این واقعیت کنار بیاد و برگشتن به دختری که به این حالت دل چرکینی ایجاد کرده براش منطقی نیست و باید زندگی رو جای دیگه ای پیدا کنه... ممنونم از تلاشت و از قلمت نسترن جان 🌷🍀
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
من از شما ممنونم که انقدر با حوصله ذهنیتتون رو با من به اشتراک میذارید و خوشحالم میکنید 🤍🫀
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
من از شما ممنونم که انقدر با حوصله ذهنیتتون رو با من به اشتراک میذارید و خوشحالم میکنید 🤍🫀
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
به قول دوستمون کامران خردسال خرس جثهست اصلا اونو باید بیخیال بشیم 😂
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
مریم جون شما فکر کن یهو ببینی عشقت کنار مردیه که نمیشناسی... اونم قبل از جدایی و هیچی... به نظرم مسیح باید بدتر هم میکرد 😂
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
مریم جون شما فکر کن یهو ببینی عشقت کنار مردیه که نمیشناسی... اونم قبل از جدایی و هیچی... به نظرم مسیح باید بدتر هم میکرد 😂
۱۱ ماه پیشوکیلی
0فحش هم کمه براش نامردبی وجود
۱۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
آخ آخ داغ دلمو تازه کردین
۱۱ ماه پیشستاد حمایت از مسیح
0لطفاً از مسیح حمایت کنید نره عروسی ترنگ
۱۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
این مسیحی که من میبینم بهش رو بدی ساقدوش کامران هم میشه 🤣
۱۱ ماه پیشآوا
0د آخه ترنگ، چه ادمی هستی تو، دل این بدبخت رو شکوندی
۱۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
خدا بشکونتش
۱۱ ماه پیشآوا
0مسیح بمیرررروم سیییت
۱۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😭😭
۱۱ ماه پیشترنم
0این پارتم عالی بود بی صبرانه منتظر بعدیم خسته نباشی عزیزم❤️
۱۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
چقدر خوشحالم که هستیی 😍😍
۱۲ ماه پیشترنم
0عزیزممممم..منم خوشحالم رمان به این قشنگی رو میخونم😍😍
۱۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
قربونت بشم 😍🤍
۱۲ ماه پیشترنم
1واای دلم برا مسیح کباب شد کامران احمق تو ک ترنگو ازش گرفتی دیگ چی میخوای..البته میخواد تلافی کنه کتک مسیحو💔😞
۱۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
بذار هفته دیگه کباب شو ترنم... اگه بدونی چی میشه...
۱۲ ماه پیشترنم
0ای بابااا یعنی چی میشههههه یَک ذره اسپویل کن😭😭😭😭
۱۲ ماه پیشSolmaz
0این قسمت خیلی قشنگ بود واقعا دمت گرم نسترن جون امیدوارم همیشه بترکونیو😍😍😍😍
۱۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
عزیزدلمیییی ❤❤
۱۲ ماه پیشSolmaz
0وای دلم برای مسیح خیلی سوخت چطوری یه نفر میتونه انقدر احمق و بیشعور باشه واقعا؟ این بچه تا میاد یکم جون بگیره بلند بشه دوباره کوبونده میشه به زمین:(((( این یکی واقعا دیگه نامردی بود 💔💔💔
۱۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
نامرد اگه شخصیت بود:
۱۲ ماه پیشSolmaz
0چقدر این کامران حرومزادستتتتت 🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐 خب کثافت تو که عشقشو گرفتی دیگه آتیش زدنت چی بوووووووود مگه این پسر چیکارتتت کردهههههه ://////////// وای وای وای چقدر سوختم سر این کارش بیشرففففففففف
۱۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
تمام این فحشا صد برابر نصیبش بشه ایشالله 🙏🙏
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Ayssn
0وای چقدر حس بدیه واسه مسیح🥲 قلب آدم درد میگیره به خاطرش🫠 کامرانو بگیری شقه شقه بکنی🙄😂