آینه ی سیاه به قلم ساناز لرکی
پارت چهل و هشتم :
نورا ( پرسه در رازی در گذشته)
از دفتر مخفی آذرخش که بیرون زدم، حس میکردم از یک سیارهی دیگر به زمین برگشتهام. سرم هنوز پر از کلمات سنگین و عجیبی بود که نمیدانستم با آنها چه کنم. الگوریتم آفرینش... امضای پنهان خالق... خدایا. لعنتی، من همیشه ریاضیم ضعیف بود! چطور قرار بود کلید درک کائنات باشم وقتی به زور معادلهی دو مجهولی حل میکردم؟
همانطور که گیج و منگ در راهرو قدم می
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آیلین
9من موندم نویسنده های دیگه چطور در مقابل قدرت قلم ساناز جرعت نوشتن دارن تورو باید پرستید
۷ ماه پیشHelia
14الا رو دریاب نوراااا وای جدیدا الا داره میره رو مخم از قوی بودنش خوشم میاد ولی دروغ هاش همرو اذیت می کنه خودش رو بیشتر
۱ سال پیشزینب
4دلم برای توت فرنگی تنگ شده بود ولی هنوز فکرم درگیره ملکست🖤👑🍓
۱ سال پیشزینب
4معتاد شدم به آهنگا اگه یه پارت آهنگ نداشته باشه حس افسردگی میگیرم🥲
۱ سال پیشفاطمه زهرا
0پارت واقعا قشنگی بود،توصیفی واسش نیست...
۱ سال پیشفاطمه زهرا
0این که یهو خوابش برد شاید عجیب باشه..
۱ سال پیشفاطمه زهرا
1خیلی پارت قشنگی بود،واژه ی خاصی داخلش به کار نبرده شده بود ولی با این حال خیلی خاص بودن توصیفات و قلم،و این قدرت نویسنده رو نشون میده که توی هر شرایطی میتونه یه توصیف تمیز و قشنگ دربیاره..
۱ سال پیشاکرم بانو
0مگه میشه این پیشنهاد جذاب رو رد کرد ساناز جون😍😍😍😍
۱ سال پیشاکرم بانو
8پاشوخانوم خبرنگار...الا رو دریاب... قیافه ماحی دیدنیه بیاد ببینه اون همه پرستیژی که روی اون صندلی میگرفت چطور نورا به پشمش گرفته😂😂😂
۱ سال پیشنمیدونم
5میدونم که فقط نورا میتونی الا رو نجات بده😔😔
۱ سال پیشالی
0واقعا پیشنهاد خوبی ما که پایه ایم با هر روز پارت گذاشتن😁🤝
۱ سال پیشالی
1امیدمون به تو نورا کاش بری الا نجات بدی😭 فقط دوست دارم ماحی بیاد ببینه نورا چه راحت تو اتاقش خوابیده😑🤣
۱ سال پیشپرنیا
0ساناز جون تو هرروز پارت بذاری ما میگیم نه؟؟؟!!!😍😍😍 فوق العاده اس ،استقبالم میکنیم ازش
۱ سال پیشپرنیا
0اون تابلو بشددت مشکوک و اسرار امیزه 👌
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

زن آین
0دلم برای لالایی بشدت تنگ شده بود و انگار دارم یه نسخه دیگشو میخونم همونقدر شاهکار