توکا به قلم مهتاب جهان فر
پارت هشتم :
سرم را تزریق کرد و سراغ زن دیگری رفت. در عرض چند دقیقه، اینقدر کار روی سرش ریخت که کاملا از فکر دکتر پناهی بیرون آمده بود. روی یکی از صندلیهای داخل سالن نشسته و برای شنیدن صدای دستگاه فشارسنج میان آن شلوغی تمرکز کرده بود که متوجه نشستن دکتر پناهی پشت میز شد. فشارسنج را از دور Ø با احترام، به اطلاع شما میرسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، به منظور چاپ یا ویرایش، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه ی آن وجود ندارد
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از نظرتون عزیزم💜
۱۱ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
تا فردا، شانزدهم، رمان توی تخفیفه و با ۴۰ هزار تومن میتونین عضو بشین
۱۱ ماه پیشاسم من مهم نیست
0من هیچ تغییری توی این پارت یا پارت های دیگه ایجاد نمیکردم چون خود نویسنده میدونسته چجوری رمان بنویسه
۱ سال پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از شما 🥰🙏
۱ سال پیشفاطمه
0بله رمان جذابی هست که نمیشه ازش چشم برداشت
۱ سال پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از همراهیتون🥰
۱ سال پیشعسل
0جذابه نمدونم چجوری توصیفش کنم با کلمات نمیشه من خودمم در حال نوشتن یه رمانم امیدوارم اونم خب شه
۱ سال پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم ♥️ موفق باشی😍
۱ سال پیشاسرا
0توکاچقدرارادت داره به جناب دکتر🙏
۱ سال پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
عاشقه دخترمون🥰🥰
۱ سال پیشفاطیما
0روند داستان تا الان عالی بود
۱ سال پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از همراهیتون🥰
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نازنین
0خیلی قشنگ بود و توکا و دکتر پناهی خوب بود دست نویسنده این رمان درد نکنه