از عمق شب به قلم فاطمه اصغری
پارت هفتاد و هشتم :
لبانش به طرفین کشیده شد.
- قربون آدم چیز فهم! ولی من تو همون ده هم گفتم بهت؛ من آدم معاملهم. لااقل این یه ژن رو شک نکن از تو بردم. الانم اومدم دنبال حقم. اگه دم منو ببینی، ساکت میشینم یه گوشه. انگار نه انگار خانی اومده و خانی رفته. از زندگیت و بچههات...
حرفش با پایین آمدن دو تا یکی فرانک از پلهها ناتمام ماند. بلوز و شلوار مردانهاش را با یک تیشرت گشاد و بیلرسوت جین عوض کرده بود.
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
نوش نگاهتون عزیزم.🥰
۱ سال پیشهدی
2من میترسم آخرش فرانک بدبخت هم قربانی *** باشه😥
۱ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
یعنی عطا...؟؟! از عطا بعیده.
۱ سال پیشهدی
0نه کار عطا نیست و قبل از آمدن عطا اصلا ممکنه تو بچگی کسی اذیتش کرده باشه
۱ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
نه. چنین مشکلی نداشته فرانک. قضیهش با حاج عباد فرق میکنه. ❤️
۱ سال پیشراز
2علی نمیدونه برادرش رو بسته ب خواهرش😄.پس علی هم داره دوماد شریفی میشه بدبخت منشیه، اسمش چی بود سحر؟
۱ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
اره. سحر ساده و طفلکی
۱ سال پیشفاطمه ❤️
5آخ فرحناز خانم ساده و بیچاره چه ذوق عطا رو هم می کنه فک کرد داماد پیدا کرده😁😅🥲 میخواد واسه علی آقا آستین بالا بزنه نمیدونه خیلی وقته خودش آستینا رو بالا زده😂
۱ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😅😅😅👍❤️
۱ سال پیشمهتاب
2چقدره فرانک رکه همین برا کل مدقالچی ها کافیه خودش همشونو باد میده،فک کن یه درصد با بهمن داداش ترانه جور شه جالب میشه عطا روش غیرت داره؛کاش پارت بیشتر بزارین در شبانه روز ممنون از نویسنده رمان جذابیه
۱ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
امیدوارم فرانک بتونه حال عبادو بگیره...
۱ سال پیشم.ر
1اوه عطا میخواد چیکار کنه با فرانک خانم😅 .
۱ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😁❤️❤️❤️
۱ سال پیشزهرا
0فرانک ازرولجبازی خودش عین پسراکرده یاواقعادوست دارد این شکلی باشدهمه زیبایی یه دخترموهاش
۱ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
شما چی فکر میکنین؟🥰
۱ سال پیشزهرا
0فکرکنم عطا ازتنهاکسی که توخانواده عباد خوشش میادفرانک شاید اون به عنوان خواهرپذیرفته وای به روزی که عباد بفهمد علی چه خیالی برافرانک دارد
۱ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
علی خوب نقره داغ میشه این وسط...
۱ سال پیشمریم
1نمیدونم با چه کلمه ها وجمله هایی بگم که چقدر این رمان زیباست وادم کیف میکنه از خوندنش هرپارت قشنگ تر از پارت قبلی 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹خیلی خیلی ممنونم
۱ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
قربون نگاهتون🥰
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
0عالی از خوندنش لذت میبرم ممنون نویسنده توانا