پارت نود و هشتم :

آزاده لیوان آب را برداشت و لب زد:
ــ شما که نه فشار داری، نه چربی از چی می‌ترسی؟
پوران قاشق را کنار بشقاب گذاشت و تنش را عقب کشید. نگاهی به آزاده انداخت:
ــ باید مراعات کنم یا نه؟
بلند شد و از آشپزخانه بیرون رفت. لاله رو به فروغ کرد:
ــ فروغ خوردی غذای بهنوش رو ببر.
مدتی بعد فروغ، سینی غذا را روی میز وسط اتاق گذاشت و چراغ را روشن کرد. بهنوش کنج تخت نشسته و زانوها را میا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!