پارت نود و هفتم :

پوران دست کشید روی صورتش و سرش را تکان داد تا افکار گذشته را از ذهنش دور کند. با صدایی که خسته بود، لب زد:
ــ به کسی نمیشه اعتماد کرد، خودتون باهم کنار بیایید دیگه.
لاله جواب داد:
ــ نرگس از خداشه بمونه توی خونه.
لاله از چهارچوب در کنده شد و به‌سمت پوران رفت. برنج‌های چسبیده به کفگیر را جدا کرد و داخل دهان گذاشت و لب زد:
ــ زری هم بی‌کاره و قابل اعتماده. بیارش برای کارای آ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!