پارت شانزده :

برسام باز هم تمام حواسش پی لبی بود که با دندانش در حال سوراخ شدن بود. نتوانست بی‌تفاوت بماند، تکیه‌اش را از دیوار گرفت و دو قدم بلند برداشت؛ گویی در دل شب، به سوی نوری درخشان می‌شتافت. به درد پهلویش توجهی نکرد و با شتابی ناگهانی، دستش را به سمت لب اسیر شده‌اش دراز کرد و با انگشت اشاره، آن را آزاد نمود.
کهربا از این فاصله‌ی اندک و کار برسام شوکه شد؛ چشمانش گویی دو کاسه‌ی آب زلال بودن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    4

    اینکه برسامو کهربا در عرض چند روز دلباخته هم شدن واقعا برای من قابل هضم نیست و نمیتونم این عشق چند روزه رو درک کنم

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیز هم تو سخن نویسنده هم تو چند از جواب بچه‌ها گفتم، این احساسات و عواطف واقعا در دنیای واقعی اتفاق افتاده و غیرمنطقی و به دور از عقل نبوده فقط من به یک روش دیگه این عشق رو به نمایش گذاشتم

    ۱۱ ماه پیش
  • بهار

    0

    چرا پارت نداریم مگه روز های فرد پارت گذاری نمیشه؟

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزم دسترسی به نت نداشتم الان گذاشتم

    ۱۱ ماه پیش
  • Parisa

    1

    مرسی😘😘😘😘نمیشه چندتا پارت بزاری روزای زوج مثلا بجای یکی ۲ تا ۳ تابزاراخ من ک ممیرم توخماری پارت بعد

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    نمیتونم عزیزم ❤️ ممنون از درکت

    ۱۱ ماه پیش
  • Melika

    0

    ممنون خیلی خوب بود ولی اینا تازه همو دیدن نباید اینقدر زود عاشق بشن

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    تو سخن نویسنده گفتم، عاشقی این دو نفر در واقعیت اتفاق افتاده فقط من سبکش رو عوض کردم پس این اتفاق دور از واقعیت نبوده

    ۱۱ ماه پیش
  • زهراz

    4

    خوب میزاشتی همو ببوسن بعد زنگوله به صدا در میومد اهه

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دیگه می‌خوام اذیتتون کنم 😂

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا z

    0

    این که میخواین اذیت کنین،😁

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عاو بله بله 😅😂

    ۱۱ ماه پیش
  • زهراz

    0

    😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😀😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    خب این خنده ها برای کدوم بخشه که من نفهمیدم

    ۱۱ ماه پیش
  • Parisa

    3

    خیلی عالی بود واقعا قشنگ دمت گرم بابت رمان قشنگ پارت عالیت توروخدا زود زود پارت بزار توخماریم بخدا

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    قربونت برم عزیزم... زین پس دوشنبه ها پارت هدیه میذارم

    ۱۱ ماه پیش
  • نفس

    5

    پارت جذابی بود ولی برسام یکم داره زیاده روی می کنه اول تکلیف کاروبارت و مشخص کن بعد بیا واسه عاشقی کهربا بدبخت چیزی نمیگه اگه یکی دیگه بود سیلی آب دار نوش جان می کردی ممنون زهرا جون

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    احسنت بهش می‌رسونم

    ۱۱ ماه پیش
  • ثریا

    4

    برسام ثانیه به ثانیه بیشتر منو شوکه میکرد خوب شد یه خروس بی محل اومد😜😂

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    تنها کسی که مخالفت نکرد از این که چرا کسی اومد 😊😂

    ۱۱ ماه پیش
  • رها

    4

    خدایا چقدر قشنگ همه چیز رو توصیف کردی

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزم باعث لبخند ملو شدی که 🙂

    ۱۱ ماه پیش
  • رستا

    4

    این رمان حتی در شرایط بحرانی و هیجانی احساس آرامش فقط منتقل میکنه

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    حرفت پر از انرژی که باعث لبخند ملو شد🙂

    ۱۱ ماه پیش
  • آمنه

    6

    واقعا عالی والله انگار من پیش اونها هستم ودارم نقش مزاحم میشم فن بیان عالی

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزم مزاحم چیه! تو اونجا مراحمی 😁

    ۱۱ ماه پیش
  • کارین

    8

    کمی استپ کن برسام برادر من وقت برای اینا زیاده

    ۱۱ ماه پیش
  • ثریا

    3

    وایی دقیقا 😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عجله داره

    ۱۱ ماه پیش
  • اسرا

    2

    کیان آمد🤔برسام بعدازرفتنداین کهربا،کهربانمیشه داغون کردی 🙏

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    🤧🙄

    ۱۱ ماه پیش
  • مریم

    5

    کیه خرمگس شده نزاشت اینا همو ببوسن اههه😡

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    😂😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • شیدا

    5

    پراز از هیجان ،جای حساس تمام شد

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دیگه باید تشنه ببرمتون لب آب 😂

    ۱۱ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!