پارت بیست و ششم :

بازی؟ من همین حالا هم درست وسط بازی بودم. این زمین، زمین بازی من بود.
به آرامی به سمتش چرخیدم. برخلاف لحظات پیش، دیگر بی‌تفاوت به نظر نمی‌رسید. عصبی بود و عصبانیتش لذتی شیرین را درونم زنده می‌کرد.
به آرامی گوشه لبم را زیر دندان کشیدم و گردن کشیدم.
_ از زمان عروسک‌بازی من گذشته مِستر.
ابروهایم را بالا و پایین کردم و با تمسخر افزودم:
_ البته، داداشت در حد اسباب‌بازی هم نÛ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    ولی بنظرم تنها نیکان و ایمان نیستن تو این قضایا..و شاید آدمایی از گذشتش باشن

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    هر لحظه این رمان منو شوکه میکنه اونم بیش از حد!چطوری میاد خونش و این کارای ترسناک رو میکنه؟

    ۲ ماه پیش
  • مهسا✨

    2

    حس میکنم ایمان نقش منفی رو داره و نیکان نقش مثبت

    ۳ ماه پیش
  • نیا

    1

    هیچکدوم از احساساتت درست نیست.بیا جلو.سردرد میگیری

    ۳ ماه پیش
  • مهسا✨

    0

    پس خداروشکر

    ۳ ماه پیش
  • نیا

    0

    خداروشکر؟نه عزیزم بد برداشت کردی.اتفاق بهتری نمیفته.حقیقت فاجعست.

    ۳ ماه پیش
  • دنیز؛

    12

    کسی که تهدید میکنه نمیتونه نیکان و ایمان باشه چون اگه اونا بودن تارا صداشون می شناخت پس کار اونا نیستت

    ۷ ماه پیش
  • رمان خون

    0

    من میگم سیناس

    ۶ ماه پیش
  • هستی

    0

    حالا اگر صداشو تغیر داده باشه چی؟

    ۵ ماه پیش
  • هستی

    1

    اون یارو لاشی کی بود که تارا مچشو با دوست دخترش گرفت؟فک کنم همونه شایدم یه فرد خیلی خیلی نزدیکتر به هر حال آدما بزرگترین ضربه ها رو از نزدیکانشون میخورن

    ۵ ماه پیش
  • یلدا

    0

    من که میگم کار ساقی محل همون کریمه 🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • kiana

    2

    خیلی خوشحال میشم وقتی یکی، حال این تارای نچسب رو میگیره😀

    ۶ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    12

    سخت شد که..ولی حس میکنم ایمان خیلی شرورتر و مرموزتر از نیکانه

    ۷ ماه پیش
  • Hln

    10

    اصلا مهم نیست الان داره چی میشه مهم اینه ته این بازی ها تارا ببرهههههههههههه

    ۷ ماه پیش
  • محرابی

    0

    ممنون زیبا بود. ای بابا این کیه باز چون با نیکان بیرون بود برگشت بهم ریخته بود نمیتونه کاراون باشه

    ۷ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    💜💜

    ۷ ماه پیش
  • فن همه

    7

    تارا به این فکر نمیکنه که وقتی یه نفرانقدر راحت میاد تو خونه ممکنه دوربین یاشنود هم بذاره من که فقط ذهنم درگیره اینه که یارو همش زیر نظر داشته باشدش😱😱😱

    ۸ ماه پیش
  • bahar

    2

    چرا حس میکنم اونی که دنبالشه ایمانه و اینکارا همش کار اونه

    ۸ ماه پیش
  • رستا

    0

    ای خدا تارا ببی این یارو تاکسیک کیه ک داره تورو عصبی میکنه

    ۸ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    😂💔

    ۸ ماه پیش
  • رها

    6

    عجب، پس ایمان اسبابازیته؟؟؟ میدونی اینجا کلی آدم منتظرن تو و ایمان برید تو رابطه؟؟؟؟؟؟

    ۱ سال پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    ایمان بچه مظلومیه به درد تارا نمیخوره 😂

    ۱ سال پیش
  • Sare

    1

    قطعا ھمین طورہ ب نظرم باید یکی مثل رھام بیاد وسط داستان ھر چند کہ نیکان از اونم بد ترہ

    ۹ ماه پیش
  • ...

    15

    بنظرم نه نیکان نه ایمان پسر اصلی داستان نیستن حسن میگه

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️