آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت بیست و چهارم :
مبهوت تکانی خوردم و نگاهم را در اطراف چرخاندم. آنچه که در سرم میگذشت، آنچنان عجیب و غیرقابلباور بود که مردمکهایم گشاد شدند. این امکان نداشت... امکان نداشت که کسی وارد اتاقم شود و من متوجه نشوم. من آدم کمخوابی بودم و خواب به شدت سبکی داشتم، طوری که با کوچکترین صدایی بیدار میشدم و برای همین گاهی قرصخواب میخوردم تا با یک خواب عمیق و سنگین خستگی را از تنم بیرون بکشم.
محال ب
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
0ولی کم کم داره از تارا خوشم میاد🛐🛐
۲ ماه پیشترنم
0بنظرم این شروع اول راهه،شخصیت های زیادی به رمان اضافه میشن و نیکان فقط ی نقطه خیلی کوچولو و بی اهمیت تو زندگی تارا میشه!
۲ ماه پیشترنم
0از این دو داداش حس خوبی نمیگیرم البته بیشتر نیکان،آخه چرا باید آرام ازش بترسه؟
۲ ماه پیشariss
7خیلی خوشحال میشم اگه نیکان، پوست این تارای نچسب رو بکنه🙏🏻
۶ ماه پیشMARYAM
3عزیزم خودت نچسب تری😐 مامی تارا🛐✨️
۳ ماه پیشغزل
0زود تارارو قضاوت نکن🛐
۲ ماه پیشزن آهی
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
مژگان
8چرا خبری از اون برنج فروش مادر مرده نیست؟
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
چون تارا درگیر موضوعات مهمتری شده🫠
۵ ماه پیشماه کوچولو:)
0مردم عَ خنده با کامنتت😂😂
۵ ماه پیشلاوین
3بنظرم کاره یاشاره.....همیشه بهش میگفت بالاخره یه جا یکی گیرت میاره و .......تارا گوش نمیداد
۶ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
بعیدم نیست
۶ ماه پیشدنیز؛
6من مطمئنم نیکان آرام رو اذیت میکنه و کسی هم که وارد خونه تارا شده کلید داشته وگرنه چجوری تونسته بیاد
۷ ماه پیشنفس
1واقعا دیگه نمی دونن چی بگم خدا رحم کنه
۷ ماه پیشاسپایدرمن
3من احساس میکنم تحدید ها کار نیکان هست👀🤣🤣
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
شاید
۷ ماه پیشمحرابی
0خدا قوت نویسنده عزیز عالی بود. وای که هرکی هست با تارا بد درافتاده چه شود این بازی خطرناک
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
بوهای خوبی به مشام نمیرسه
۷ ماه پیشNegar
3نمیدونم چرا هرپارت رمان بهم استرس میده.چرا آرام باید از داداش خودش بترسه؟
۸ ماه پیشSare
3دلیل ترس آرام چیہ؟؟؟؟ نیکان روانی اذیتش میکنہ😤😤
۹ ماه پیشنرگس
15ی فکت ایمان و نیکان باهم همکاری میکنند و بازیگرای خوبی هستند
۹ ماه پیشآذر
1اووووم🤔 اگه اینطوری باشه که واویلا
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0وای خیلی ترسناک شد اوضاع،فک کنم نیکان ی آدم دیگس و اون فرد که داره تهدید میکنه ی نفر دیگه..