پارت هفتاد :


خودش را از روی تنه‌ی او کنار کشید. عباد از فرصت استفاده کرده و به هر زحمتی بود خودش را کمی عقب کشید و نشست. دستش را روی سنگ نسبتا درشتی که روی زمین بود مشت کرده و تمام حواسش را به این پسر داده بود تا در یک لحظه غفلت، خودش را از دست او نجات بدهد. داشت حساب و کتاب می‌کرد که سنگ را با چه ضرب دستی بر سر او بکوبد که فرصت رساندن خودش را به ماشین داشته باشد. با صدایی خسته و جانی که درد می‌کرد از

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    0

    خیلی رمان قشنگیه خیلی

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    قشنگ نگاه شماست بانو.❤️

    ۸ ماه پیش
  • مریم گلی

    0

    وااااااای بخدا دستو پاهام یخ کردن اون تیکه که گف منه حرومزاده رو تو کاشتی تو دلش اصن هنگ کردم

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😢😢😢😢

    ۸ ماه پیش
  • زهرا

    1

    چ جالب شد ، کیف کردم ک عطا اونو زد حقش مرگشه ولی فعلا نباید این کار رو کنه تا بعد

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • هدی

    1

    متاسفم برای همچین مردهایی به چه قیمتی آخه😭

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    چند دقیقه هوسبازیشون، یک عمر زندگی بقیه رو نابود می‌کنه.😢

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    چند دقیقه هوسبازیشون، یک عمر زندگی بقیه رو نابود می‌کنه.😢

    ۱ سال پیش
  • هدی

    1

    توقعش رو داشتم ولی نمیدونم چرا اینهمه شوکه شدم😨😥

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😢😢😢

    ۱ سال پیش
  • ریحانه

    0

    احتمالا شکور سر صراف هم شیره مالیده چون نابینا بوده افروز رو داده بهش ،از اونور هم از پدر عباد باغ رو بخاطر این بلا ک سر افروز آوردن برا خودش گرفته .لعنت به چنین مردهایی

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    شکور خیلی حسابگری کرد.🤬

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    1

    اخ ازدل عطاچقدربراش سخته خدالعنتش کنه

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😢😢👍

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😢😢👍

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    0

    حالا این عباد عیاش انگار فقط ۲نفر قربانی نشدن البته باید بگیم ۳نفر تا ببینیم صراف چی شده وبعد اونو چهارمی کنیم گرچه کمبود محبت که سردار به خانواده میکنه عضو ویا تأثیر همان قربانی هاست پارت عالی

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    عالی نگرید عزیزم.👍بله یک تیر شلیک شده و قلب چند گنجشک رو هدف گرفته.

    ۱ سال پیش
  • پروانه

    0

    نامرد هایی مثل عباد زیادن

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    متاسفانه.

    ۱ سال پیش
  • فاطیما

    0

    وای چقدر از عباد بدم اومد من بیشتر دلم برای عطا میسوزه که باید همچین پدری داشته باشه😟

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😢😢💔

    ۱ سال پیش
  • آریادخت

    1

    احساس میکنم مریمم تو این قضیه دست داره برای اینکه افروز زن سردار نشه

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    همین که با لجبازیاش دختر مریضو نصفه شب کشوند تو تنورخونه یعنی مجرمه.

    ۱ سال پیش
  • آریادخت

    1

    چقدر درد داشت اون قسمتش که عطا به خودش گفت حروم زاده بمیرم برای دل افروز

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😢😢😢😢💔

    ۱ سال پیش
  • مریم

    0

    میگفتم عطا پسر عباد حالا ببینم چیکار میکنه عباد سربه نیستش نکنه از این پیر خرفت همه چی برمیاد بیچاره افروز که تاوان هوس و وحشی گری عباد رو داد

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    از عباد هیچی بعید نیست.

    ۱ سال پیش
  • راز

    0

    پس درست بود عطا بیچاره و افروز نگون بخت چه زجری تو بچگی کشیدن

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    دقیقا. تو سن بچگی😢😢😢

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    2

    سگ پیر هار کثافت

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    💔💔💔

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️