پارت هشتم :

با صدای کوبیده شدن درب کلینیک، دوباره از خواب جهید و ایندفعه باعث شد برای لحظه‌ای سرش تیر بکشد. با سستی به سمت در قدم برداشت و بعد از باز کردن درب پاشا را دید که سگ گله‌اش را در آغوش کشیده است.

ناله‌های سگش که نامش را سوتو گذاشته بود باعث شد ک ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!