پری دخت به قلم سودابه غیاثی فر
پارت پنجاه و چهارم :
آری، برای عمل نیاز به رضایت کتبی همسر بود و اصرار و توپ و تشر محبعلی خان راه به جایی نمی برد. مخصوصاً اینکه خانم دکتر که در جریان رضایت قبلی خان قرار داشت، برای شرکت در یک دوره آموزشی دو روزه از شهر خارج شده بود و فردا برمی گشت. دکتر و ماما هر دو معتقد بودند که تعلل باعث از بین رفتن بچه ها و به خطر افتادن جان مادر خواهد شد، ولی تنها کاری که نهایتاً توانستند انجام دهند تزریق پی در پی آمپول مو
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
سپاس بی کران 🙏🏻
۷ ماه پیشزری
0اره واقعا مردم تا زایید
۸ ماه پیش
سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
😂😂😂
۷ ماه پیشبانو
0عالی بود،🥹
۸ ماه پیش
سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
خدا رو شکر که دوست دارید 🙏🏻
۷ ماه پیشوارین
0خوبه ولی اونقدر از کیومرث خان بخاطر کتک هایی که به پری زده بدم میاد که اسمش میاد دوست دارم بمیره 🤬😡
۹ ماه پیش
سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
کاملا موافقم عزیزم 🙏🏻
۷ ماه پیشعلی
0عالی چقدر خوب بود
۹ ماه پیش
سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم 🙏🏻
۷ ماه پیشپریسا
0تا اینجا قشنگ بود
۸ ماه پیش
سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
سپاس بانو 🙏🏻
۷ ماه پیشپریسا
0خیلی قشنگه ولی موندم واقعا خان پری رو میخواد یا ن
۷ ماه پیش
سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
کاش خودش می فهمید و تکلیفش رو با خودش روشن می کرد
۷ ماه پیشیاس
0تا اینجا که خیلی خوب بود
۸ ماه پیش
سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
ممنون از لطفتون بانو🙏🏻
۷ ماه پیشهنگامه
0مبارکه دوقلو
۸ ماه پیش
سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
😔
۷ ماه پیشفاطمه
0عالی دس خوش ب رمانت😍
۱۰ ماه پیش
سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
عزیز دل منی شما 🥰
۷ ماه پیشف
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
منصوره
0پارت ۵۳ قفله
۸ ماه پیشفرشته
0خوبه موفق باشی
۸ ماه پیشRoya
0کیومرث بی شعور و بی .....رف با اون معصومه مارملوک رفته دور دور پریدخت بیچارم درد بکشه حقا که مردا سنگن
۸ ماه پیشطیبه
0واقعا از خان حالم بد شد تو این شرایط پری رو تنها گذاشت
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

.
0احسنت عالی