بانو دخت به قلم ساناز لرکی
پارت هفتم :
به سمت حوضچهی مسی کوچکی که در گوشه اتاق بود رفت و با یک دست، به سختی، کاسهای آب و پارچهای تمیز آورد. کنارم روی یکی از تشکهای روی زمین نشست و گوشه پارچه را خیس کرد.
وقتی پارچه سرد و خیس، پوست داغ و خراشیدهام را لمس کرد، تمام تنم از ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

نگین رمان فن
0صاحب خونه حق داشته. به تجربه ی من یه زیبتی شهر آشوبم هستی این کارکترا خکاه ناخواه نشون میدن توسط یک هنرمند خلق شدن