گیلاس های نارس به قلم نسترن جوانمرد
پارت سی و یک :
دختر و پسر با قدمهایی گرم و آشنا جلو آمدند.
پیراهن قهوهای پسر لکهای تیره روی شانه داشت، انگار خیس شده بود؛ شال سفید دختر، سرخورده روی شانهاش افتاده بود و تارهای قهوهای روشن موهایش زیر نور رستوران، رنگ براقی به خود گرفته بودند. چشمهایش میخندیدند. نه از ته دل... از ته جان.
پونه با دیدنشان، ناگهان از آن حالت ایستادهی رسمی بیرون پرید. لبخند زد.
- عه حناجون؟ چه عجب از ای
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
وای خدای من 😭😭 قربونت برم... 🤣🤣 به نظرم من جفتشونو انتخاب کن پشیمون نمیشی
۳ ماه پیشAysan
0وای یعنی واقعا پولاد از حنا خوشش اومده یا چون حنا رو واسه مسیح لقمه گرفته ناراحت شد؟🤔😂 ولی پونه هم زرنگه ها زود از زیر زبون حنا حرف کشید بیرون😂
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😭😭😭 نههههه بابا آیسان توهم مثل بقیه اینکارو با من نکننن حنا فقط با مسیح قشنگه... پولاد توی این فازا نیست 🥲🥲🥲
۳ ماه پیشالناز
1چرا هیشکی نیس دلش واسه ما اینطوری دل دل کنههههه😭😭😭
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
💔💔 هعی... شانسم نداریم دخترجان
۷ ماه پیشZoha
2مازیاررر برو کناررر ما مسیح و داریممممم😎 ولی لامصب مازیارم خوب چیزیه هاااا
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
حقیقتا تایپم تا ابد مازیاره چون به نظرم مرد تره 😁😁💔
۷ ماه پیشهانا
0قلمت همچین وایبی میده: 🧚🏻 ♀️🕯🍒🤎🐚🍎🤍🧘🏼 ♀️🧸
۸ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
وجودت همچین وایبی میده عزیزممم 🥹🤍
۸ ماه پیشفخری
0نسترن جون قلمت عالیه عالی حرف نداره .این رمانو بخونید که پشیمون می شید آدم خودشو کنارشون حس میکنه. انقدر که روون زیبا جذاب دیگه چی بگم هر چی بگم کم گفتم دستانت توانا قلمت مانا عزیزم ❤❤🌹🌹
۹ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
وای قلبم، عشق منید امیدوارم تا آخر کنارم باشید عزیز منیییی
۹ ماه پیشbi bi
0اخ اخ پولاد و حنا به هم میان 🙃مازیار و پونه جون
۹ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
فععععکککک نکنممم
۹ ماه پیشراز
0سخته پیش بینی قلم به این قشنگی
۱۰ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
وای قلبمممم 😍😍😍🫀
۹ ماه پیشاکرم بانو
0مازیار هم اره،پونه هم که بله،فقط پولادو نمیدونم چشه
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😂😂 اینجا همه بلههههه پولاد چش نیست بچه به این خوبی فقط یه یارش کمه
۱۰ ماه پیشمریم
0اگر حس حنا به مازیار خواهرانه ست، نباید تا این حد باهاش صمیمی بشه... یه زن یا دختر خیلی خوب میتونه نوع حس طرف مقابل رو به خودش بدونه... ما اغلب اینطور فکرمیکنیم که مرد با زیر پا گذاشتن احساسات، به زن ضربه میزنه، درحالیکه خیلی از زنان هم این رفتار رو انجام میدن. ضربه به احساس دیگرون اصلا پسندیده نیست
۱۱ ماه پیشمریم
0خوشگذرونی تو یه چهارچوب خاص اصلاً ایرادی نداره اما خب کاملاً مشخصه که رفتار مازیار از روی علاقه ی خاصه، و اگر اینطوره اینجا به نظرم حنا اگر علاقه ی متقابل نداشت، باید دست از شوخی و تفریح با مازیار برمیداشت. این فقط مازیار رو وابسته تر میکنه🥺
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😭😭 خود مازیار خواست خبببببب گناه اون بچه چیهه
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
بله کاملا حق با شماست اما حنا و مازیار روی اون ارتباط خانوادگی و وقتی که در بچگی کنار هم گذروندن اون رابطه رو دارن و خواهند داشت. ولی بیاید باهم شاهد باشیم که دست سرنوشت چه چیزی رو براشون رقم میزنه... 🤍
۱۱ ماه پیشزهرا
0عالی داره پیش میره فعلأ بریم جلو ببینیم چی پیش میاد
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
عزیزدلی شما، ممنون ازت ❤
۱ سال پیشSolmaz
0من اینطور پیشبینی میکنم کههههه مازیار احتمالا بعد یه مدت برگرده شیراز چون اینجور که معلومه حنا و مسیح قراره باهم باشن ولی اینم هست که شاید بزنه زیر همه کاسه و کوزه ها و دشمن حنا و مسیح بشه
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
آیا به نظر شما مازیار دلش میاد با حنا چپ بشه؟ من که جوابم بله ست حالا ببینم خود مازیارجان چی میگه 😂🤗
۱ سال پیشSolmaz
0فقط اونجا که حنا گفت چیمخواد و مازیار گفت چه خوش اشتها 😂😂😂😂 خیلییییی خوبننننننن خدااااااا
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂 اگه از نظرت خوبن که بریم برای راست و ریست کردنشون؟
۱ سال پیشSolmaz
0مازیار به پولاد: داداش یه جعبه شیرینی بگیر با خودت آشتی کن حالا چه طرز برخورد با یه مشتری محترمه 😔🎀
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😂😂 با یه مشتری خیلی خیلی محترم
۱ سال پیشSolmaz
2آقا بیاین مازیارو با پونه شیپ کنیم بلکه دست از سر حنا و مسیح بردارن 😂😂
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😂😂 ولی چه زوج سمی بشن، قشنگ دهن همه آسفالت میشه
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Aysan
0نسترن چجوری تک به تک شخصیت های مرد داستانت انقدر به دل میشینن؟😭😂 الان واقعا بین مازیار و مسیح نمیتونم انتخاب کنم دنیا های متفاوتین🫠😂(آقا کامرانو استثنا میگیریم🙄😂)