زخم چین به قلم طیبه حیدرزاده
پارت یازده :
یسنا و گلی دوتا مرغ حنایی تخم گذاشته و صدای طلبکارشان را توی سرشان انداخته بودند؛ انگاراین دوتا تخم مرغ اندازه توپ پینگ پونگ هم افتخار داشت.
چند گوجه سرخ را از توی بوته چیدم و دلم می خواست یک املت خوشمزه بپزم دیگر حالم از غذاهای من درآوردیت بهم می خورد.
اولین بار بود که به انباری ته کلبه که از ان به عنوان آشپزخانه استفاده می کردی شبیخون می زدم.
یک کپسول گازی که به گاز چهارشعله
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
1بازیگوشی هم بلدی دخترک خسته من