بازمانده نامیرا به قلم سهیلا عبدی
پارت ششم :
- دیشب...
گوششهای فایلین تیز شدند فوراً پرسید:
- دیشب چی؟
لبخندی روی لبان ویلیام نقش بست.
- بوی بارون خیلی خوب بود.
با گنگی دوباره پرسید:
- بارون؟ آهان بارون دیشب...
احمقانه خندید و با کنایه ادامه ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

رویا یزدانپور
0هرچی جلوتر میره نظرم راجع به شخصیتا هی داره بیشتر تغییر میکنه.