پارت چهل و دوم :

وقتی رسیدیم و پیاده شدیم، مجتبی را صدا کردم. یک مرتبه خان مرا به سمت چادر هل داد و خودش هم با کفش و شلاق پشت سرم وارد چادر شد. یحیی به دنبال خان آمد و سعی کرد جلوی او را بگیرد. مردم هم جمع شده بودند تا شاهد تحقیر چندین و چند باره من باشند. حمید با صدای بلند فریاد میزد و مجتبی را صدا می کرد. خان شلاق را کشید و یک ضربه محکم به طرفم انداخت که به دستم خورد. خون به سرعت آستین لباسم را تر کرد. با تمام و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • علی

    0

    تا اینجا که خیلی خوب بود

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    نظر لطف شماست

    ۷ ماه پیش
  • .

    0

    ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    سپاسگزارم 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    کاش پری و خان باهم خوب و عشقولانه باشننن

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    متاسفانه 😔

    ۷ ماه پیش
  • فرشته

    0

    تا الان که خوبه

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    نظر لطف شماست بانو🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • افسون

    0

    *** ببخشید دور از جونت *** همیشه حتی اگه یال و کوپال براش درست کنی باز اسب نمیشه این همون حکایت خان و قلدری هاش😅🤣

    ۷ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    کاملآ موافقم عزیزم 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • پریا

    0

    چه حیف شد این دختر با شوهرکردنش

    ۷ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    کاملآ موافقم عزیزم 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • هنگی

    0

    عالی بودعزیزم

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    ممنون از همراهی تون 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    عالی ولی خان زود برخورد کرد

    ۱۰ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    موافقم 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • ستاره✨

    0

    ببین عالیهههه اصلاً حرف نداره خیلی خوشم اومد فقط ای کاش نویسنده می گفت مال چه سالیه یا زمانش کی بوده

    ۷ ماه پیش
  • ق

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • منصوره

    0

    واقعا قشنگه رمان جذابتون

    ۸ ماه پیش
  • منصوره

    0

    بسیار عالی

    ۸ ماه پیش
  • طیبه

    0

    امان از دست این دختر چموش 😍

    ۸ ماه پیش
  • حانیه

    0

    کاش اونم بود منو میزد ولی فقط بود

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    عالیییییییی

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️